تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
قضا در فضاى [ 150 ] سينه نافرخ او از اضطراب اين ديار سرى [ 151 ] تعبيه « 127 » ساخته با قضا مقاومت صورت نبندذ و با قدر محاربت [ 152 ] ميسر نشوذ . بيت
با زمانه پنجه درنتوان فكند * نردبان بر آسمان نتوان نهاذ
پس چون فرهاذ باليذه شذ و علامت يفاعت « 128 » بر وى پيذا آمذ جز سوى [ 153 ] ظلم و ضيم « 129 » و بيداذ و ستم ميل نمىكرد و روزگار جز بر هواى [ 154 ] نفس و قضاء [ 155 ] شهوت مقصور نمىداشت و جماعتى از جوانان نوخاسته در عقد مصاحبت او منتظم بوذند كى رحمت پيرامن دل ايشان نگشتى و شفقت پاى در ساحت سينه ايشان ننهاذى . چون بهايم همه را رغبت سوى اكل و شهوت و چون سباع همه را ميل بمقاتلت و محاربت .
لا يسمعون كلام المستجير بهم * فليتهم خلقوا صما و عميانا « 130 »
و از اتفاق قران نحس و اقتضاء طالع بذ در آن دور نامبارك
شرح
( 127 ) - تعبيه : بكسر موحده . آماده كردن و ترتيب دادن چيزى و با لفظ ساختن و نهادن و كردن و شكستن مستعمل . امير خسرو ( بر آن سو تعبيه زان‌گونه بشكست . كه مهر رايگان شد دست‌بردست ) انورى ( در جسم باد تعبيه كردست باد و روح گوئى كه باد چون دم عيساى مريم است ) مير معزى ( دير است كه بر چرخ همين تعبيه سازند . هفت اختر سياره درين شغل و در اين كار ) ( انندراج ) ( 128 ) - يفاعت : به اين صورت در كتب لغت كه در دسترس بود ملاحظه نگرديد ولى به صورت يفع و يفعه بمعنى كودك باليده به نظر رسيد شايد مصنف قياسا لغت مذكور را ساخته باشد و الله اعلم ( 129 ) - ضيم : بالفتح . ظلم و ستم و ضيوم جمع . كم كردن حق كسى را و مجهولا ستم‌كرده شدن و در آن سه لغت است ضيم و ضيم ( بضم اول و كسر دوم ) و ضوم ( بالضم ) ( انندراج ) ( 130 ) - نالهء دادخواهان و پناه‌جويان نشنيدندى . كاشكى از آغاز كر و كور آفريده شده بودندى .
هامش
[ 150 ] ملى . مر : فضاء [ 151 ] مر : كينه [ 152 ] مر : مخاصمت [ 153 ] ملى : سوء [ 154 ] ملى : هواء [ 155 ] ملى : قضاء