تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
خواهذ كى در تناول آن ما با او مساهمت « 50 » نمائيم يا از هداياى معظم اصحاب تحف چيزى [ 50 ] آورده باشند خواهذ كى در تملك آن با ما مشاركت كنذ گفتم نى مبالغه [ 51 ] تعجيل در احضار نباشذ الا از براى واقعهء مهم و حادثه ملم « 51 » پس هر دو به خدمت مبادرت جستيم و چون به حضرت رسيذيم ربيع كى بحاجبى موسوم بوذ نزديك پرده ايستاذه بوذ و مهدى كى ولىعهد بوذ در دهليز نشسته و عبد الصمد بن على و جماعتى از ائمه و سادات نزديك او نشسته ما نيز در پهلوى ايشان نشستيم پس ربيع كى بحاجبى « 52 » موسوم بوذ درون رفت [ 52 ] و بعد از لحظهء مهدى را آواز داذ كى سادات و علما را باحضار اجازت ده و تو نيز حاضر شو پس همه دررفتيم و بعد از سلام بتقريب و ترحيب اختصاص يافتيم و هريك بجاى معهود نشستيم پس منصور روى بعبد الصمد [ 53 ] كرد و گفت اى عم فرزندان و براذران و براذرزاذگان خويش را در عدل و بر و صله حديثى گوى از احاديث جدت مصطفى صلوات الله عليه تا از آن كار كنند و بر آن ايستاذگى نمايند گفت زندگانى امير المؤمنين دراز باذ پذرم روايت كرد از جدم رسول الله عليه السلام كى فرموذ كى در بنى اسرائيل دو براذر بوذند بر دو شهر پاذشاه يكى بر رعيت مشفق و مهربان و نيكونيت و صافى اعتقاد و عادل بكمال چنانك از انتقام عدل او ضرغام قدم در چراگاه [ 54 ] اغنام « 53 »
شرح
( 50 ) - مساهمت : مشاركت . ( 51 ) - ملم بضم اول و كسر ثانى و ميم مشدد . سخت استوار از هر چيزى ( انندراج ) . ( 52 ) - حاجب - بكسر جيم - پرده‌دار - ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 53 ) - اغنام - جمع غنم - گوسپندان و از لفظ خود واحد ندارد و واحد آن شاة است و هو اسم مؤنث موضوع لا للجنس يقع على الذكور و الاناث و عليهما جميعا و چون مراد دو گله گوسپندان باشد غنمان گويند و اگر مراد گله‌ها بود اغنام و غنوم و اغانم ( فرهنگ نفيسى ) .
هامش
[ 50 ] - ملى - ملك : معظم چيزى [ 51 ] - ملى ملك : گفتم نى گفت مبالغه . [ 52 ] - مر : پس ربيع درون رفت [ 53 ] - مر : عبد الصمد بن على [ 54 ] - مر : مسرح