تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
بيت [ 474 ]
يقومون قدام السرادق خشعا * كان على الهامات للطير مجثما « 522 »
باز بر طريق معتاد و شيوه معهود [ 475 ] از هوا فرو آمذ [ 476 ] و بر دست مرد نشست مرد باز را برگرفت [ 477 ] و پيش ملك آورد ملك بر بهروز ثنا كرد و بر خرذ او كى بر طريقى بذين روشنى ارشاد نموذ آفرين پيوست بهروز گفت بقا باذ ملك را ما اين باز را بذان حيلت گرفتيم كى مار مرغان را ملك گفت چگونه بوذ آن حكايت : گفت در كتب مسطورست كى در بيابان عرب ريگستانى بوذ كى چون آفتاب به سمت الرأس « 523 » رسيذى از تبش « 524 » حرارت آن رمضا « 525 » قدم هيچ آفريذه را امكان امضا « 526 » نبوذى و مرغ را در آن بقاع از قوت احراق « 527 » [ 478 ] شعاع طاقت [ 479 ] طيران نماندى و آن بيابان از شدت هواجر « 528 » گرما و غايت تبش آفتاب [ 480 ] چنان گشتى كى گفته‌اند
شرح
( 522 ) - با فروتنى و بىجنبشى در پيش سراپرده بر پاى مىايستند . گوئى بر سرهاشان جائى خوش براى مرغان فراهم است . مصرع دوم مثل است براى كمال خضوع و سكون و محتواى آن در آغاز جهت حاضران در محضر پيغامبر ( ص ) مستعمل گشت . ( 523 ) - سمت الرأس - نقطه عمود از آسمان يعنى نقطه از آسمان كه بطور دقت در فوق شخص ناظر واقع شده ( فرهنگ نفيسى ) جانب سر و اكثر از اين نقطه ميان فلك يعنى وسط السماء مراد باشد ( انندراج ) . ( 524 ) - تبش - تابش و گرما و گرمى و فروغ و پرتو و آتش ( فرهنگ نفيسى ) . ( 525 ) - رمضا - بالفتح - زمين تفسيده و ريگ تافته از گرمى آفتاب كه چون پاى بر وى نهند بسوزد ( انندراج ) . ( 526 ) - امضا - روان كردن و درگذرانيدن ( فرهنگ نفيسى ) . ( 527 ) - احراق - بالكسر - نيك سوزانيدن و حريقه ساختن ( نقل باختصار از انندراج ) . - ( 528 ) - هواجر - جمع هاجره - سختى گرما ( نقل باختصار از فرهنگ نفيسى ) .
هامش
[ 474 ] - ملك : شعر [ 475 ] - مر : و رسم متعارف [ 476 ] - مر : هبوط كرد [ 477 ] - مر : قبضه بهم آورد [ 478 ] - مر : احتراق [ 479 ] - مر : مكمنت . [ 480 ] - مر : غايت آفتاب
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 287 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي