تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
رفت و بدويذ و از [ 323 ] غايت [ 324 ] غضب بر درخت صدمهء زذ و چون خلال « 402 » فروشكست خرس فروافتاذ پيش از آنكه بر خود بجنبذ شير چون آتش بر وى جست و به قوت پنجه او را شكنجهء نموذ كى [ 325 ] استخوان از تنش چون خاك فروريخت و بآسيب [ 326 ] چنگال يال و بال او از يكديگر جدا كرد و گفت
« ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 403 » و اين مثل بذان آوردم تا چون خرس بنادانى در ايقاظ « 404 » فتنه نايم « 405 » سعى نپيوندى و در انگيختن [ 327 ] حادثهء آرميذه « 406 » خوض نكنى تا در شكنجهء ادبار چون خرس در پنجهء شير هلاك نشوى و دهقان عمل بذ به تبر اجل درخت عمر تو از بيخ برنكنذ . خشم بيفايده و آزار بيهوده صفت كلابست و جنگ و كارزار بر وفق دواعى شهوت و بواعث « 407 » نهمت « 408 » نعوت « 409 » سباع « 410 »
شرح
( 402 ) - خلال - چوب دندان كاو - ( فرهنگ نظام ) . ( 403 ) - سوره مباركه يوسف آيه 25 - پاداش انكه بخانواده تو بدى خواهد جز اينكه بزندان انداخته شود يا شكنجه دردناك چيست . ( 404 ) - ايقاظ - بالكسر گرد و غبار برانگيختن و بيدار كردن از خواب ( انندراج ) . ( 405 ) - نائم - خوابيده ( فرهنگ نفيسى ) . ( 406 ) - خوض - بالفتح و ضاد معجمه در آخر - به آب در شدن - بكارى يا سخنى در شدن ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 407 ) - بواعث - بالفتح و كسر عين مهمله و سكون ثاى مثلثه برانگيزندگان ( انندراج ) . ( 408 ) - نهمت - بفتح اول و ثالث - حريص نمودن و بمعنى حاجت و نياز و همت بستن و قصد و اراده كردن بر چيزى و مراد ( انندراج ) . ( 409 ) - نعوت - جمع نعت - وصف كردن . ( 410 ) - سباع - بالكسر به عين مهمله بمعنى درندگان مثل گرگ و شير و اين جمع سبع بفتح اول و ضم دوم بمعنى درنده باشد ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 323 ] - ملى : با پس‌رفت و از [ 324 ] - مر : سر [ 325 ] - مر : وى را بشكفت و شكنجه نموذ كى [ 326 ] - مر : قوت [ 327 ] - مر : اثارت .