پيرامن اطراف آن چگونه يارذ « 333 » گذشت و بيداذ و ستم بپشتى كى گرد آن توانذ گشت . روباه گفت در زمرهء رعاياى ملك از من ضعيفتر جانور نيست و در سايهء رعايت او [ 267 ] طعمهء مىيافتم و دعائى ميگفتم روزى چندست تا عقابى عقبات « 334 » جبال بر من دركات « 335 » دوزخ كرده است و تلعات « 336 » وادى بر من شبكات « 337 » قفص گردانيذه از هيبت او گام از خانه بيرون نمىيارم نهاذ و از صولت او سر از آشيانه بيرون نميتوانم [ 268 ] كرد شير گفت هم اينجا در حمايت من مىباش و از نظر من غايب مشو اگر عقاب قصد تو كنذ پشت زمين از وى تهى گردانم و اوج هوا بر وى زندان كنم . روباه گفت روزى چندست تا افطار نكردهام و بطلب طعمه در اقطار « 338 » نگشته و گرسنگى و ضعف [ 269 ] مرا از پاى درآورده است و بىبرگى و احتياج دست يافته و دست و پاى [ 271 ] مرا سست گردانيذه [ 270 ] شير گفت بر پشت من نشين تا من فريسهء « 339 » بشكنم و از آن ترا لقمهء چند دهم كى بذان قوتى در اعضاء تو پيذا آيذ [ 271 ] روباه بر پشت شير نشست درين حالت عقاب در پرواز بوذ و از عنن « 340 » [ 272 ] آسمان و اوج هوا فرو
شرح
( 333 ) - يا رد - سوم شخص مفرد از زمان حال و استقبال فعل يا رستن يعنى مىتواند و قدرت دارد و از دستش برمىآيد ( فرهنگ نفيسى ) .
( 334 ) - عقبات - جمع عقبه : جاى دشوار برآمدن كوه .
( 335 ) - دركات جمع دركة - بفتح اول و ثانى و ثالث طبقه دوزخ و پايه زيرين ( انندراج ) .
( 336 ) - تلعات - جمع تلعه - بالفتح پارهء بلند از زمين و پشته و نشيب از لغات اضداد است و آبراهه و دهانه فراخ وادى ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 337 ) - شبكات - جمع شبكه - هر چيز مشبك و سوراخسوراخ و پنجره و روزنه سوراخسوراخ ( نقل باختصار از فرهنگ نفيسى ) .
( 338 ) - اقطار - بالفتح جمع قطر بالضم - كرانه ( انندراج ) .
( 339 ) - فريسه - كسفينه - شكار ( انندراج ) .
( 340 ) - عنن - جانب و ناحيه ( فرهنگ نفيسى نقل باختصار ) .
هامش
[ 267 ] - ملك : ملك
[ 268 ] - مر : نمىيارم
[ 269 ] - مر : و انفاض ( سپرى شدن توشه ) و افتقار
[ 270 ] - مر : دست و پاى من سست گردانيذه
[ 271 ] - مر : گردذ .
[ 272 ] - ملك . مر : عنان