ايشان زنم عقابان گفتند ، در مطالبت اين ثار « 303 » منقار را به خون آهار دهيم و در انتقام اين جنگ چنگ را در دامن قضا و قدر زنيم و در طلب اين كينهسنان مخلب در سينهء دشمنان نشانيم و در جستن اين خون گرد فتنه بر گردون رسانيم .
بيت
چنان بردوانيم اسبان بر آب * كى تيره كنذ گردآب آفتاب
و هم درحال [ 246 ] لشكر گرد كردند و بر خيل سمندران تاختن بردند و بعضى را بكشتند و بعضى را در قيد اسيرى [ 247 ] به وطن خويش آوردند پس جمعيت ساختند و سگالش كردند در حق اسيران تا خوذ ايشان را بچه عذاب كشند و در كذام بلا هلاك گردانند [ 248 ] كى از آن سختتر عذابى نباشذ و از آن صعبتر بلائى نبوذ [ 249 ] بعد از مفاوضت « 304 » بسيار و استشارت « 305 » و استخارت « 306 » فراوان راى همه بر آن قرار گرفت كى هيچ تعذيب سختتر از احتراق « 307 » آتش نيست جمله بذان همداستان شذند كى ايشانرا در آتش اندازند [ 250 ] حالى آن اسيران را همچنان با
شرح
( 303 ) - ثار - بالفتح و سكون همزه و راء مهمله - كينه - و بمعنى كشتن كشنده را و طلب كردن خون را - اثار بفتح اول جمع ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 304 ) - مفاوضت - بالضم و فتح واو و ضاد - باهم برابرى كردن در كار سخن و جز آن ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 305 ) - استشارت - بكسر اول و ثالث - مشورت كردن و صلاحپرسى ( انندراج ) .
( 306 ) - استخارت - بالكسر - در لغت بهترى خواستن از خداى تعالى و فارسيان استخاره بمعنى مطلق فال استعمال نمايند و باصطلاح آگاهى جستن از غيب در مآل كارى - ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 307 ) - احتراق - بالكسر - سوخته شدن ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 246 ] - مر : ساعت
[ 247 ] - مر : اسار
[ 248 ] - مر : و كدام بلا به روى ايشان آرند
[ 249 ] - مر : كى از آن سختتر و صعبتر نبوذ
[ 250 ] - مر : جمله بالقاء ايشان در آتش همداستان شدند