بيت
و نصح الورى عند المحبين باطل * يردونه رد الشهادة بالجرح « 285 »
فارغ باش و آسوذه شو كى چنان سازم كى ترا بيش از كيسه پارهء و دو سه جزو كهنه نمانذ و چون ديگر فقيهان و طالب علمان در گوشهء مدرسه [ 235 ] هر روز بيك من نان راضى باشى و جز ايشان كس با تو صحبت نپيوندذ و جز با ايشان با هيچ آفريذه مجالست و مخالطت نتوانى كرد بهروز گفت . عجز : كور چه خواهذ بجز دو ديذهء بينا . آنچ تو در حق من مىانديشى غايت مطلوب و نهايت مقصود منست و معادات و دشمنى تو [ 236 ] با من و سگالشى كى در حق من ميكنى [ 237 ] و انديشهء كى بتعذيب « 286 » من مىنمائى نيك مانذ بعداوت عقاب با سمندر « 287 » و سگالش ايشان و تعذيب او [ 238 ] بهرام گفت بازگو آن حكايت : گفت چنين گويند كى وقتى عقابى كى چون طالب صيد گشتى مخالب « 288 » او بر نسرين چرخ غالب آمذى و از هيبت منقار او ظلمت غار بر وحوش و طيور آثار انوار بهشت نموذى بر قلهء كوهى شامخ آشيانه كرده بوذ [ 239 ] و بر ذروهء كمرى بلند [ 240 ] خانه ساخته كوهى كى عقاب بر عقبات « 289 » او به سختى [ 241 ] رفتى و ابر بر درجات او
شرح
( 285 ) - پند و موعظه مردم خيرخواه ، در پيش عاشقان بيهوده است . و گفتهء ايشان ، بسان شهادت گواهان غيرعادل مردود گردد .
( 286 ) - تعذيب - شكنجه و عذاب و عقوبت و آزار ( فرهنگ نفيسى ) .
( 287 ) - سمندر - بر وزن قلندر جانورى معروف است كه در آتش نسوزد و بعضى گفتهاند كه در آتش متكون مىشود و چون بيرون مىآيد بميرد ( انندراج
( 288 ) - مخالب - جمع مخلب - چنگال جوارح خواه دد باشد يا مرغ ( فرهنگ نفيسى ) .
( 289 ) - عقبات - راههاى دشوار و عقبهها ( نقل باختصار از فرهنگ نفيسى ) .
هامش
[ 235 ] - مر : در مدارس
[ 236 ] - مر : دشمنى و منازعات تو
[ 237 ] - مر : و تمنائى كى در حق من مىسگالى
[ 238 ] - ملك : بتعذيب عقاب
[ 239 ] - مر : آشيانه مهيا كرده بود
[ 240 ] - مر : طودى شاهق
[ 241 ] - مر : بدشوارى