تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
و نوش‌داروى موعظت از تدارك « 194 » آن قاصر جز [ 143 ] اصرار بر باطل و انكار بر حق از وى چيزى متوقع نيست . بيت
و حتى ظن ان الغش نصحى * و خالفنى كانى قلت هجرا « 195 »
و چون برين سخن روزى چند بگذشت شبى يكى از ياران بهرام از مجلس شراب بيرون آمذ و نقبى در خانهء رئيس شهر زذ و مبالغى نقد و جنس بيرون آورد و بموضع معهود خويش برد و بهرام را آن شب [ 144 ] مهمى فراپيش آمذه بوذ و عايقى حائل « 196 » گشته كى بذان سبب از صحبت ايشان بازمانده بوذ و از مجلس ايشان دور گشته حاشيه « 197 » رئيس مگر آگاهى يافتند [ 145 ] و بر عقب او برفتند [ 146 ] جمله را بيكجاى دريافتند و هم در ساعت بسياستگاه بردند و درآويختند بهرام چون بميامن نصايح بهروز [ 147 ] و بركات « 198 » مواعظ او از آن ورطهء هايل « 199 » خلاص يافت و از آن واقعه مهلك بجست از صحبت اراذل چنان ممتنع « 200 » شذ كى اگر نام رندى شنيذى لرزه [ 148 ] بر اندام وى افتاذى و
شرح
( 194 ) - تدارك بر وزن تفاعل - دريافتن و بدست آوردن ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 195 ) - سرانجام دلسوزى مرا ، غرض و كينه پنداشت و با من به ستيزه پرداخت . گوئى وى را دشنامى گفته باشم . ( 196 ) - حائل بكسر همزه - بازدارنده و مانع‌شونده ميان دو چيز ( انندراج ) . ( 197 ) - حاشيه - اهل مرد و كسان وى ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 198 ) - بركات - بفتحتين - جمع بركت محركه - بمعنى افزايش و زيادت و نيكبختى ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 199 ) - هائل - كصاحب - هولناك و شديد و ترساننده - مشتق از هول ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 200 ) - ممتنع - بضم اول و فتح ثالث و كسر نون و سكون عين مهمله - باز ايستنده و قوىگردنده ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 143 ] - مر : از تدارك قاصر جز [ 144 ] - ملك . ملى : آن روز . [ 145 ] - مر : حاشيت رئيس آگاهى يافتند [ 146 ] - مر : و بر عقب برفتند [ 147 ] - مر : نصايح و عقايل وصاياى بهروز [ 148 ] - مر : رعشه
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 228 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي