از نزهت « 137 » اشجار و اغراس « 138 » و طراوت ازهار « 139 » و انهار خاك در ديذهء ارم كرده بوذ و عرصهء « 140 » بستان وى از محاسن [ 93 ] عرايس رياحين داغ بر دل حوران فردوس نهاذه .
شعر
خرامان بگرد گلان در تذرو * خروشيذن بلبل از شاخ سرو
خم آورده در باغ شاخ سمن * صنم گشته پاليز و گلبن شمن « 141 » [ 94 ]
اين باغبان با بوزنهءى دوستى داشت و ميان ايشان مصادقت و مصافات « 142 » بغايت رسيذه بود و اتحاد و موالات « 143 » بدرجهء كمال ترقى كرده و پيش از دوستى بوزنه باغبان را با مارى خصومتى [ 95 ] حادث شذه بوذ و عداوتى واقع گشته از آن جهت
شرح
( 137 ) - نزهت - بضم اول و فتح ثالث - بىعيبى و پاكيزگى و نكوئى ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 138 ) - اغراس - بالفتح جمع غرس بالفتح - درخت نشانده و اغراس بالكسر درخت نشانيدن ( انندراج ) .
( 139 ) - ازهار - بالفتح - جمع زهره بالفتح شكوفه ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 140 ) - عرصه - بفتح اول و ثالث - گشادگى ميان سراى كه در آن بنا نباشد و زمين سراى . فارسيان بمعنى مطلق ميدان استعمال نمايند ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 141 ) - شمن - بر وزن چمن - بمعنى بتپرست است ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 142 ) - مصافات - بالضم - راست و خالص كردن دوستى و اخوت را ( انندراج ) .
( 143 ) - موالات - بالضم - با كسى دوستى و پيوستگى داشتن ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 93 ] - ملك : مجانين !
[ 94 ] - مر :خم آورده از باغ شاخ سمن * صنم گشته گلزار و بلبل شمن
خرامان بگرد گلان در تذرو * خروشيذن بلبل از شاخ سرو[ 95 ] - ملك : خصومت