تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
كرد پس عالم بنور علم هرچ در كاينات موجودست همه در تحت ادراك توانذ آورد و در قبض معرفت توانذ گرفت و علم جنس است « 100 » و در تحت او انواع و شرف هر نوع بحسب شرف معلوم باشذ چنانك شرف كيمياگر بر زرگر و شرف زرگر بر بورياگر و علىهذا پس هيچ نوع شريف‌تر و نبيه‌تر « 101 » از نوعى نيست كى آن مؤدى « 102 » باشذ بشرف و معرفت نفس چه از معرفت نفس تطرق « 103 » كنذ بمعرفت آفرينندهء نفس كى « من عرف نفسه فقد عرف ربه » « 104 » و شريف نفسى بايذ كى خاطر او بانواع معلومات فرارسذ و كامل ذاتى بايذ كى جوامع علوم را استيفا « 105 » [ 66 ] كنذ « قال الله تعالى
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ »
« 106 » پس از منافع و فوايد علم و ميامن نتايج آن داستان بهرام و بهروزست كى يكى از علم بر ذروه عزت ارتقا [ 67 ] پيوست و يكى از جهل در حضيض مذلت بماند [ 68 ] حكايت : در كتب اصحاب تواريخ مسطورست و در صحايف ارباب حكايات منقول كى وقتى در حدود طبرستان در شهرى دو براذر بوذند مشهور بكياست و معروف بفراست و منظور بشهامت و
شرح
( 100 ) - جنس : منطقيان جنس آن را گويند كه در تحت آن چند نوع مندرج بود ( انندراج ) . ( 101 ) - نبيه : نام‌آور و گرامى . ( 102 ) - مؤدى - هادى و رهنماى و دستگير و يارىدهنده و امدادكننده - ( نقل باختصار از فرهنگ نفيسى ) . كشاننده و رساننده . ( 103 ) - تطرق - بر وزن تفعل - راه پيدا كردن و راه يافتن ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 104 ) - هركه خود را بشناخت ، نيز ، توفيق خداشناسى به وى ارزانى گردد . ( 105 ) - استيفا - بكسر اول و ثالث - تمام را فروگرفتن و طلب تمام كردن ( انندراج ) . ( 106 ) - سورهء مباركه يوسف - آيهء 76 . برحسب اراده و مشيت ما مرتبهء آدميان بالا مىرود و البته در كنار هر دانائى ، مردم داناترى نيز يافته مىگردد .
هامش
[ 66 ] - مر : استبقا [ 67 ] - ملى : عزت و ارتقا [ 68 ] - مر : انحدار نمود