تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
موجود شوذ [ 65 ] ، توهم موجود شوذ و توهم تعديه « 98 » كنذ بحس مشترك « 99 » و حس مشترك تعديه كنذ بفهم و علم در نفس انسان همچون شمعست در خانهء تاريك كى بفروغ آن هرچه در خانه موجود باشذ به سهولت ادراك توان
شرح
( 98 ) - توهم : ادراك معنى جزئى مختص به محسوسات ( از تعريفات جرجانى ) در اصطلاح حكما قسمى ادراك است و آن ادراك معانى جزئى غيرمحسوس موجود در ماده است مانند كيفيات و اضافات مخصوص به امور جزئى . بنابراين شرط است در آن‌كه ادراك شده امرى جزئى باشد چنان كه در احساس و تخييل شرط است ليكن حضور ماده در قوه وهميه شرط نيست چنان كه در احساس لازم است و نيز اكتناف هيئت شرط نيست بخلاف تخييل كه اكتناف هيئت در آن لازم است . ( از كشاف اصطلاحات الفنون ) . ( 99 ) - حس مشترك : قوه‌ايست كه جميع صور محسوسه مرتسمه و منقوشه در حواس خمسه ظاهره را مىپذيرد يعنى آنچه كه حس لامسه و شامه و سامعه و باصره و ذائقه در آن حس منقش مىشود پس آن بمنزله حوضى است و حواس خمسه چون پنج جوى كه آب خود را بدان نقل ميكنند و محل آن در جوف پيشانى باشد و آن را يونانيان بنطاسيا نامند و حكماى ما حس مشترك خوانند . قوه‌اى كه ماده صور محسوسات به دو بازگردد و بعقيده قدما جاى آن در اول بطن مقدم دماغ باشد . جرحانى گويد حس باطن نيز پنج است يكى حس مشترك است دوم قوت مخيله است و نزديك طبيبان اين هر دو قوت يكى است و نزديك حكما هر يكى قوتى ديگر است « ذخيره خوارزمشاهى »حواس ظاهرند اين پنج و باطن * بود پنج دگر اى يار محسن خيال و وهم و فهم و حفظ ديگر * كه حس مشترك خوانيش بر سر دگر ذكرت كه شهباز كلام است * دلت زو با معانيها تمام است( ناصر خسرو ) تهانوى گويد : نزد حكما نيروئى است كه در آن صور جزئيات محسوسه به وسيله حواس پنجگانه ظاهرى منقش ميگردد .
هامش
[ 65 ] - مر : شد
فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 211 | إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي / عبد الوهاب نوراني وصال و غلامرضا افراسيابي