عنفوان « 77 » صبا « 78 » [ 55 ] من حاضر بوذم بمجلسى كى خاص بوذ باكابر ايام و افاضل دهر و درين شيوه سخنى ميرفت و ازين نمط « 79 » حكايات ميگذشت از اكابر آن محفل و افاضل آن مجلس يكى گفت من وقتى در خدمت خواجه وزير قوام الدين درگزينى « 80 » رحمه الله حاضر بوذم و آن روز مهمى بزرگ در ممالك حادث شذه بوذ و خطبى « 81 » فادح « 82 » در مملكت واقع گشته و اكابر درگاه و افاضل دهر در خدمت خواجه انجمن ساخته بوذند و در حضرت وى مجتمع گشته و در افانين نجوم و قوانين آن سخنى ميرفت [ 56 ] و خواجه را بظنى كى در فضل من راسخ گشته بوذ و اعتقادى كى در علم من راسى شذه توقع مىبوذ كى من در آن باب سخنى رانم [ 58 ] و از آن نمط كلمهءى گويم و [ 57 ] چون من در آن شيوه دستى نداشتم و از آن علم تحصيل نكرده بوذم پيش فتيان « 83 » خراسان دست بر رخ چون فتات « 84 » نشسته بوذم و از خجلت [ 59 ] سر در پيش انداخته و هرگز هيچ روز بر من از آن سختتر نگذشت و هيچ
شرح
( 77 ) - عنفوان - بضم اول و ثالث - بمعنى اول هر چيز و آغاز جوانى ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 78 ) - صبا و صباء : كودكى ( منجد ) .
( 79 ) - نمط - محركه و طاى حطى - روش و طريقه و گونه - ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 80 ) - قوام الدين درگزينى - ناصر بن على ملقب به قوام الدين و مكنى با - بو القاسم انسآبادى وزير سلطان محمود بن سلطان محمد سلجوقى است . وى پس از مرگ سلطان محمود برادرش طغرل بن محمد را وزارت كرد و بامر همين سلطان طغرل كشته شد . ( رجوع به تاريخ گزيده ص 464 شود ) .
( 81 ) - خطب بالفتح كار خواه خرد باشد و يا بزرگ ( نقل باختصار از فرهنگ نفيسى ) .
( 82 ) - فادح - امر فادح : كارگران و دشوار ( نفيسى ) .
( 83 ) - فتيان - بالكسر - بمعنى مردان جوان ( انندراج ) .
( 84 ) - فتات - زن جوان زن جوانمرد نيكوخوى . ج فتيات ( نفيسى ) .
هامش
[ 55 ] - ملى - صبى
[ 56 ] - مر : ميگذشت
[ 57 ] - ملى : كلمهء و
[ 58 ] - ملك : در باب آن سخن رانم
[ 59 ] - مر : خجالت