صحائف و مباحثهء ائمه و التقاط « 54 » افواه و استماع اخبار و مجالست علما و مذاكرت فقها و صحبت استاذان و خدمت ايشان كردن و مؤنت « 55 » آن طايفه كشيذن بدست آيذ و از آموختن علم استنكاف « 56 » نبايذ و از آنكس كى علمى دانذ و اگرچه بجاه و مرتبت و سن و حرمت از تو كمتر باشذ و باسباب و آلات فروتر استفادت بايذ كرد و به نظر استحقار « 57 » در وى نبايذ نگريست .
بيت
از آموختن ننگ دارذ كسى * كى بهره ندارذ ز دانش بسى
و افلاطن مىگويذ [ 32 ] من لم يصبر على تعب التعلم فليصبر على شقاء الجهل [ 33 ] معنى آنست كى هركس كى بر رنج و مشقت آموختن علم صبر نكنذ بايذ كى بر شقاوت « 58 » جهل و خسارت نادانى صبور باشذ حكايت : گويند وقتى جالينوس « 59 » بر صحرائى ميگذشت و بدشتى اجتياز « 60 » ميكرد كى در آن دشت علف بسيار بوذ و رستنى فراوان و گاو گلهءى [ 34 ] آنجا بچرا گذاشته بوذند و در آن صحرا يله « 61 »
شرح
( 54 ) - التقاط - بالكسر و طاى مهمله در آخر - برگرفتن چيزى را - آگاه و ديدهور شدن به چيزى بىجستجو ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 55 ) - مؤنت - رنج و محنت .
( 56 ) - استنكاف - امتناع كردن . اباء ( لغتنامه ) .
( 57 ) - استحقار - خرد و خوار شمردن كسى را - ( فرهنگ نفيسى ) .
( 58 ) - شقاوت - بفتح - بدبختى ضد سعادت ( انندراج ) .
( 59 ) - جالينوس - نام يكى از حكماى كرام و طبيب هشتم است از طبيبان كه هريك بىمثل زمان خود بودهاند وى خاتم مهر اطباست ( انندراج ) مؤلف عيون الانباء آرد : وى هشتمين و آخرين اطباء بزرگ است نهتنها كسى بپايه او در علم نرسيد بلكه هيچكس به مقام علمى او نزديك نگرديد . وى هشتاد و هفت سال زندگى كرد كه هفده سال آن كودك و متعلم بود و هفتاد سال معلم و آموزگار . بگفته اسحق حنين از زمان جالينوس تا هجرت 525 سال بوده است .
( 60 ) - اجتياز - بالكسر و زاى هوز - بگذشتن از جائى و رفتن و بريدن مسافت را ( نقل باختصار از انندراج ) .
( 61 ) - يله - بالتحريك - بسر خود رها كرده ( نقل باختصار از انندراج ) .
هامش
[ 32 ] - ملك : افلاطون حكيم ميگويذ . - مر : افلاطون مىگويذ
[ 33 ] - مر : من لم يصبر على تعب العلم صبر على شقا الجاهل
[ 34 ] - مر . ملك : گاو گلهء