تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
لعنت بمال باذ [ 476 ] . بيت
اذا صدت المأمول عما يزينه * محبة و فر فالعفاء على الوفر « 698 »
زنهار اين معنى چگونه ممكن گردذ و عقل و مروت و آزاذى و فتوت برين كار دستور [ 477 ] كى بوذ بخذائى كى عقل رهنماى ترا گره‌گشاى من كرد و خرذ دوربين ترا دليل من گمراه گردانيذ كى اگر بوقت انصراف من با اين صوب [ 478 ] راه مار دارذ به سينه گذرم و اگر زمين خار و خسك گيرذ بديذه سپرم . بيت
راه جنابت ار همه خار و خسك بذى [ 479 ] * آن راه را بديذه جان آزموذمى
پس عهود و مواثيق « 699 » محكم از جانبين برفت و ايمان غلاظ « 700 » و شداد « 701 » از طرفين ثابت شذ و چون از جانبين اعتماد حاصل شذ مفارقت چند روزه وقعى نداشت شاه دختر جهازى كى از چنوئى زيبذ ترتيب فرموذ و اسبابى كى لايق وقت و موافق طبع جوان بوذ بساخت . بازرگان بچه بانو را وداع كرد و در هوس عشق او بر مراحل چون برق ميگذشت و از غايت شوق او منازل چون
شرح
( 698 ) - اگر به دارائى و نعمت رضايت محبوب كسب نگردد و عاشق از آن مضايقه نمايد نفرين به دارائى باد . ( 699 ) - مواثيق - جمع ميثاق بمعنى عهد و پيمان و قول و استوارى ( از فرهنگ نفيسى ) . ( 700 ) - غلاظ - بكسر اول جمع غليظ ( انندراج نقل باختصار ) . ( 701 ) - شداد - بالكسر بلا تشديد چيزهاى استوار و محكم و جمع شديد ( آنندراج ) .
هامش
[ 476 ] - عبارات از : اى بانو . . . تا لعنت بمال باذ در دو نسخه ملى و ملك نيامده است . [ 477 ] - مر : بر اين دستور [ 478 ] - مر : حضرت [ 479 ] - مر : راه جنابش ار همه خار و خسك بوذى !