تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بارى بر تماثيل « 652 » جدران « 653 » و تصاوير حيطان « 654 » اوليتر كى هيچ وزر « 655 » [ 456 ] از آن تولد نكنذ و هيچ اثم « 656 » از آن حاصل نيايذ از معانيى كى مهيج عشق بوذ درين جوان هيچ پيذا نيست و از لطايفى كى داعى « 657 » شوق باشذ برين برنا [ 457 ] هيچ ظاهر نه اما بااين‌همه صابر بايذ بود تا وقت خواب و ساكن بايذ شذ تا هنگام مستى كى هر قدحى فرحى آرد و هر پيالهءى [ 458 ] نالهء انگيزذ و هر دورى « 658 » را طورى ديگرست و هر ساغرى را فعلى ديگر پس چون سكر « 659 » بر نفس دست يافت و مستى بر عقل چيرگى نموذ و هنگام خواب فراز آمذ [ 459 ] و فرصت آسايش ناجز « 660 » گشت [ 460 ] بستر خواب او در برابر نظر من [ 461 ] مهيا شذ و شمع و زحمت پرتو وى از ميان برخاست جوان را خواب
شرح
( 652 ) - تماثيل - حرف چهارم ثاء مثلثه - تصاوير و اصنام ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 653 ) - جدران - ديوارها . ( 654 ) - حيطان - بالكسر و طاء مهمله ديوارهاى خانه و اين جمع حائط است ( انندراج ) . ( 655 ) - وزر - بالكسر و راى مهمله - بزه و گرانى ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 656 ) - اثم - بالكسر گناه و بزه و كارى كه كردن آن ناروا باشد و بمعنى گناه كردن ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 657 ) - داعى - بكسر عين خواهنده و طلب‌كننده و قصدكننده ( انندراج ) . ( 658 ) - دور - در جهانگيرى بمعنى پياله شراب آورد . امير خسرو نوشته . « ساقيا مى ده كه امروزم سر ديوانگى است - دور پر گردان كه مرگم از تهى پيمانگى است . رشيدى گفته بمعنى پياله دوره است و دوره بفتح و معرب آن دورق است و حق با اوست . ( نقل از انندراج باختصار ) . ( 659 ) - سكر - بالضم مستى شراب و آنچه مست گرداند ( نقل باختصار از انندراج ) . ( 660 ) - ناجز - بكسر ثالث و سكون زاى معجمه نقد و حاضر - نقل باختصار از ( انندراج ) .
هامش
[ 456 ] - مر : گناه [ 457 ] - مر : مرد [ 458 ] - ملك : پياله [ 459 ] - مر : نزديك شد [ 460 ] - مر : آمد [ 461 ] - بستر خواب او نزديك بستر من