تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و بقتل او اجازت فرمايم [ 383 ] تا آثم « 571 » نباشم و مؤاخذ نگردم ديو چون همهء ابلهان بگفتار پيرمرد مغرور شذ و بصندوق فرو رفت پيرمرد سر [ 384 ] صندوق استوار كرد و سوار را خلاص داذ و بنتايج عقل و دقايق خرذ او آزاذى يافت . بيت
فدونكها من بنات النهى * بنات النهى امهات العجب « 572 »
و اين مثل بذان زذم [ 385 ] تا بانو را معلوم گردذ كى مبالغت در استكشاف سرائر « 573 » و استعلام ضمائر محمود نيست و مجادلت در استخراج دفائن و استعلان بواطن [ 386 ] مرضى نه ، شاه دختر گفت مثلى كى زذى [ 387 ] و حكايتى كى آوردى [ 388 ] بر جادهء عقل و منهج « 574 » حكمت بوذ و خاطر ما ازين افسانه ذخائر فوايد حاصل كرد اما با دوستان مخلص و ياران مشفق همهء اسرار در ميان توان نهاذ و بكشف القناع « 575 » آن [ 389 ] اعتماد توان كرد و چون قواعد اتحاد ميان دو كس محكم گشت و عقايد اخلاص ميان دو شخص مستمر شذ [ 390 ] بايذ كى حجب اسرار مرتفع گردذ و استار « 576 » ضمائر منكشف شوذ و ملاقات ارواح مناجات اشباح
شرح
( 571 ) - آثم : بكسر ثأمثلثه ، گناهكار ( آنندراج ) . ( 572 ) - اين « طرفه » را از دختركان خردمندى بگير و بدانكه دختران خود به زودى مادر شگفتيها شوند . ( 573 ) - سرائر : پنهانيها و رازها و اين جمع سريره است ( انندراج ) . ( 574 ) - منهج : راه راست و گشاده ( انندراج ) . ( 575 ) - قناع : پرده و پوشش كه بر بالاى مقنعه پوشند ( منتهى الارب ) چيزى كه زن سر خود را بوسيله آن پوشد و آن وسيع‌تر است از مقنع و مقنعه . چو يوسف برايم بتخت قناعت . درآويزم از چهره زرين قناعى ( خاقانى ) . ( 576 ) - استار : بالفتح ، كه جمع ستر بالكسر است ( انندراج ) .
هامش
[ 383 ] - مر : بقتل اجازت فرمايم [ 384 ] - مر : فرورفت سر [ 385 ] - مر : آوردم [ 386 ] - ملى : ضمائر [ 387 ] - مر : آوردى - [ 388 ] - مر : فرموذى - [ 389 ] - مر : سخن - [ 390 ] - مر : استمرار يافت