تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
شاه‌زاده گفت چونست آن « حكايت » كفت آورده‌اند كى دهقانى بوذ در نواحى پارس [ 350 ] بصلاح و ديانت مشاراليه و بسداد « 534 » و عفت متفق عليه سالها بسى پيموذه [ 351 ] و نيك و بذ بسى ديذه [ 352 ] . بيت
جهانديذه و سال فرسوذه بوذ * فراوان بذ و نيك پيموذه بوذ
اين دهقان فرتوت شذ و روزگار دراز در عز و ناز بگذرانيذ . چون وقت استرداد امانت الهى نزديك شذ و زمان بازسپردن وديعت آسمانى فراز آمذ فرزندانرا بخواند و از طريق وصيت گفت اى عزيزان بدانيذ كى خداى عز و جل [ 353 ] مرا در اين جهان نيكو داشت و هرگز خصمى را بر من چيرگى نداذ و دشمنى را بر من مسلط نكرد و تا اين غايت عمر در نعمت و پيروزى و بهروزى بگذاشتم و امل بفيض فضل حق فسيحست « 535 » و دل بكرم مستفيض او قوى كى در آن جهان هم نيكو دارذ و لباس مغفرت پوشانذ و اين‌همه از آن بوذ كى من بحرفت خويش ولوعى « 536 » داشتم و از صنعت خوذ هرگز متمائل نشذم و سخن حكما را كى گفته‌اند
شرح
( 534 ) - سداد : كسحاب ( هر دو دال مهمله ) . درستى و راستى در كردار و گفتار ( انندراج ) . ( 535 ) - فسيح : كامير . فراخ . ( 536 ) - ولوع : به عين مهمله . كصبور . آزمند شدن و آزمند .
هامش
[ 350 ] - ملك : فارس [ 351 ] - مر : سالهاى بسيار برو گذشته [ 352 ] - مر : و نيك و بد جهان بسيار ديذه . [ 353 ] - ملك : خداى تعالى