و ماذر آزارى كى عاقبتى وخيم دارذ پيشه ساختى [ 174 ] و از خوذ رائى كى آن را خاتمتى ذميم است ممتنع نميشوى بارى به وصيت پدر قيام نماى و از آن منحرف مشو تا بنكال « 363 » دنيا و بال آخرت مبتلا نگردى . گفت وصيت پذر چيست و بر چه صيغت ايراد يافته است و بر كذام منوال صادر گشته گفت آن روز كى او را اين سفر ناگزير فراپيش آمذ و پاى [ 175 ] بر آن جاده نهاذ كى از سپردن آن چاره نيست مرا گفت اين پسر وديعتى است در ذمت « 364 » تو و زينهارى بر گردن تو مىبايذ كى چون مستعد قبول فرهنگ شوذ فرهنگش درآموزى تا باستبداد راى گرفتار نشوذ و چون ببلوغ رسذ و رشيد گردذ و نخوت يفاعت « 365 » او را بر مطالبت مال باعث شوذ اين كرباس كى من به تو مىسپارم بذو ده و بگو كى هرگاه كى اين را بجلدى و زيركى با اطلسى معدنى كنى ودايع پذر به تو سپارم تا او بسبب آن مسافرت كنذ و روزگار برو بگذرذ و جلد و شهم « 366 » گردذ كى چنين گفتهاند .
من لم يؤدبه والداه ادبه الليل و النهار « 367 »
گفت كرباس بياور تا بنگرم در رفت و گزى چند كرباس بيرون آورد كى از غايت سخافت « 368 » با نسج عنكبوت مجارات « 369 »
شرح
( 363 ) - نكال : عقوبت و سزا .
( 364 ) - ذمت : كفالت ، ضمانت ( فرهنگ معين ) .
( 365 ) - يفاعت : يفع بتحريك و يفاع بر وزن سحاب بمعنى پشته است و غلام يافع بر وزن كامل يعنى پسريست باليده مانند مردان ( شرح قاموس ) و اما يفاعت در هيچيك از فرهنگهائى كه در دسترس بود مشاهده نگرديد و به نظر ميرسد كه مصنف خود قياسا يفاعت را ساخته باشد ، چنان كه مصادر ثلاثى مجردى همانند و بر وزن كلمه مذكور در متون فارسى و در افواه فارسىزبانان فراوان است كه در كتب عربى ضبطى ندارد - در لسان العرب يافع بمعنى بالغ آمده است .
( 366 ) - شهم : چالاك ، جلد ( فرهنگ معين ) .
( 367 ) - هركه پدر و مادر او را فرهيخته ندارند گردش شب و روزش فرهيخته دارند .
( 368 ) - سخافت : سخف الئوپ سخفا و سخافة كمبافت گرديد آن جامه .
( 369 ) - مجارات : باهم برابرى كردن ( فرهنگ معين ) .
هامش
[ 174 ] - مر : در دست گرفتى .
[ 175 ] - ملى : پا