تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
و اين مثل بنيوشيذ گفت سبحان اللّه « 316 » چه ماننده است كار تو به كار آن روباه كى گرگ را پوستين‌دوزى مىآموخت مادر گفت چونست آن « حكايت » : گفت شنيذم كى وقتى شبانى گوسپند مىچرانيذ در دشتى كى بلابل « 317 » و قمارى « 318 » در صحارى آن چون ماذران فرزند مرده [ 152 ] نوحه و زارى ميكردند و مرغان در عرصات « 319 » آن چون عاشقان فراق‌كشيذه ميناليذند . بيت
توفيت اللذات فى عرصاتها * لذاك بكت نواحة و رشانها « 320 »
شقايق بر كنار آبگير آن صحرا چون خون بر اطراف زره مبارزان و سبزه بر جويبار آن دشت چون خط « 321 » بر كنار عذار « 322 » شاهدان هواى آن هامون از قطرات سحاب چون چشم عاشقان تر و گياه آن وادى از نسيم صبا « 323 » چون زلف معشوقان معنبر « 324 » . بيت
چو چشم پسر كشته ماذر هواش * چو گيسوى نو بوذه دختر گياش
شرح
( 316 ) - سبحان الله : پاك است خداى تعالى و استعمال اين كلمه اكثر در مقام استعجاب باشد ( آنندراج ) . ( 317 ) - بلابل : جمع بلبل ، بلبل‌ها ( آنندراج ) . ( 318 ) - قمارى : بالفتح و كسر را جمع قمرى كه طائرى معروف است ( آنندراج ) . ( 319 ) - عرصات : جمع عرصه ، صحراها و فارسيان عرصه بمعنى مطلق ميدان استعمال نمايند ( آنندراج ) . ( 320 ) - چون خوشيها از فراخناى آن رخت بربسته ( مرده ) بودند ، كبوترانش سوگوارانه ميگريستند . ( 321 ) - خط : موئى كه كه در زير صدغ رويد ( فرهنگ معين ) . ( 322 ) - عذار : رستنگاه خط ريش ، رخساره ، چهره ، عارض ( فرهنگ معين ) . ( 323 ) - صبا : بادى كه از جانب شمال شرقى وزد و آن بادى خنك و لطيف است ( فرهنگ معين ) . ( 324 ) - معنبر : خوشبوىشده با عنبر ( فرنودسار ) .
هامش
[ 152 ] - در نسخه مرو ملك عبارت بعد از بيت چنين آمده است : شبان گوسفند گله در چراگاه آن موضع يله كرد و برسم شبانان بر چوب تكيه زد .