بيت
فى طروق الحوادث الارى و الشرى * و للدهر هفوة و اعتذار [ 128 ] « 288 »
چنينست كردار گردنده دهر * گهى نوش پيشآورذ گاه زهر
و هركس كى در عقدهء « 289 » واقعهء گرفتار شذ و در دهن داهيهء « 290 » افتاذ بايذ كى تمسك « 291 » بحبل « 292 » متين « 293 » صبر كنذ و اقتدا براى رزين « 294 » خرذ آرذ .
بيت
يا نفس صبرا و الا فاهلكى جزعا * ان الزمان على ما تكرهين بنى « 295 »
و اگر تو دفع اين نازله و رد اين واقعه به من بازگذارى و مضطرب نشوى تا خصم آگاهى نيابذ كى تو ترسيذهءى و خردمند چون در مواقع مخوف بدشمن قوى مبتلا گردذ بايذ كى خوذ را چنان بر جاى بدارذ كى امارات « 296 » جبن و بذدلى بر خطهاى [ 129 ]
شرح
( 288 ) - در فرارسيدن پيشآمدها هم شهد است و هم شرنگ و روزگار را هم تقصير است و هم پوزش .
( 289 ) - عقده . بالضم . گره
( 290 ) - داهيه - سختى زمانه . مصيبت . حادثه .
( 291 ) - تمسك . بكاف تازى بر وزن تفعل . چنگ درزدن و در فارسى به معنى مابه التمسك استعمال شود ( آنندراج ) .
( 292 ) - حبل - بفتح اول - ريسمان .
( 293 ) - متين - محكم - استوار - برقرار - پايدار .
( 294 ) - رزين : بر وزن امين . بمعنى محكم و استوار و مضبوط باشد و در عربى بمعنى آرميده و آرامگرفته و گرانمايه و چيزى كه به وزن گران و سنگين باشد ( برهان قاطع ) .
( 295 ) - اى دل يا بشكيب يا از بيتابى و زارى بمير چه روزگار بر آنچه ناخوشايند تست ساخته شده است .
( 296 ) - امارات : بالتحريك . علامتها و نشانها ( آنندراج ) .
هامش
[ 128 ] - مر : اعتدال .
[ 129 ] - ملى : خطاء - مر : اسارير