و معاملات و مرابحات « 133 » نهم و بعضى با دوستان در آنچ معتادست از مراسم جوانى و معهود از شرائط برنائى صرف كنم و آنچ حق خداست به بىتوشگان و حاجتمندان و مستحقان [ 36 ] رسانم و بذان خويشتن را از زمرهء آن طايفه كى « بشر مال البخيل بحادث او وارث » « 134 » بيرون آرم [ 37 ] و در سلك آن گروه كى « ان الله يحب ان يرى اثر نعمته على عبده « 135 » كشم [ 38 ] تو نيز مرا ملامت مكن [ 39 ] .
بيت
لا تلح من وجد الدنيا و جاد بها * فمنتهى كل موجود الى عدم « 136 »
ماذر چون ديذ كى پسر در طلب مال مناقشت و مجادلت آغاز كرد و از در مخاصمت و مشاجرت [ 40 ] درآمذ و نشان اضطراب بر جبين او ظاهر شذ و اثر خشم در چشم او پيذا گشت [ 41 ] .
بيت
و فى عينيه ترجمة اراها * تدل على الضغائن و الحقود « 137 »
گفت اى پسر مال به تو سپردمى و نفس عزيز خود را با آن فداى [ 42 ] تو كردمى [ 43 ] . اما فرح مفرط مهلك است و نشاط
شرح
( 133 ) - مرابحات : جمع مرابحه بر سود فروختن چيزى .
( 134 ) - مال بخيل را بشارت ده كه پيشآمدى بر آن دست مييابد يا بدست وارثى ميافتد .
( 135 ) - خدا دوست ميدارد كه نشان نعمت خود را بر بنده خود ببيند .
( 136 ) - بر آنكه خواسته دنيا بدست آورده و به ديگران بخشيده پرخاش مكن چه هرچه هست بنيستى مىپيوندد .
( 137 ) - در چشمان او پديدهايست كه بر كينه و دشمنيهاى نهفته راه مينمايد و من آن را مىبينم .
هامش
[ 36 ] - مر : فقراى مساكين
[ 37 ] - مر : استخراج كنم
[ 38 ] - مر : گردانم
[ 39 ] - ملى : ملك : نيز ملامت مكن .
[ 40 ] - مر : مكافحت
[ 41 ] - مر : نشان اضطراب بر اسارير جبين او ظاهر شد . و اثر خشم در محاجر احداق او پديد آمد .
[ 42 ] - ملى : فداء مر : فديه
[ 43 ] - مر : ساختمى