احتياج بريشان غالبست تا يك روز دوستى دست ايشان مىگيرذ و آزاذمردى ايشان را ضيافتى مىسازذ [ 29 ] و تو نيز ميخواهى كى خوذ را در معرض ستايش غرضآلوذ و نيايش [ 30 ] طمعاندوذ آن قوم اندازى تا از براى ارتياش « 112 » حال و انتعاش « 113 » احوال خويش درم تو بدم بخورند و سيم تو بستم بستانند . چون پسر اين الفاظ خشن بشنيذ و اين عبارت وحشتانگيز [ 31 ] بنيوشيذ گفت :
بيت
تشير ببذل الوجه فى طلب الغنى [ 32 ] * و تهدى الى الغش فى طبق النصح « 114 »
مال حق منست و حق خويش اگر تلف كنم و اگر نگاه دارم كسى را با من چه داورى و اين نصيحت كى تو مرا ميفرمائى مفضيست « 115 » ببخل كى اخس « 116 » اوصاف آدميست و مشعر بشح « 117 » كى اذم « 118 » نعوت « 119 » مردمست و گواه بر تصديق قول و تحقيق سخن من لفظ نبوى است كى ميفرمايذ [ 33 ] « البخيل لا يدخل الجنة » « 120 » و من چون بر مال خويش مالك شوم و در تحت تصرف
شرح
( 112 ) - ارتياش : نيكو شدن حال كسى ( انندراج ) .
( 113 ) - انتعاش : نيكو شدن و بلند شدن و برخاستن و در فارسى بيشتر بمعنى عيش و نشاط ميآيد .
( 114 ) - مىگوئى براى كسب مال آبروى خويش بر باد دهم و ناپاكى را در خوانچهء خيرخواهى در پيش من مىنهى .
( 115 ) - مفضى : بضم اول و كسر ثالث . رساننده و مباشرتكننده ( انندراج ) .
( 116 ) - اخس : فرومايهتر و خردتر و زبونتر .
( 117 ) - شح : مثلثه و تشديد حاى حطى . زفتى و آزمندى ( انندراج ) .
( 118 ) - اذم : نكوهيدهتر .
( 119 ) - نعوت : جمع نعت بمعنى صفت . اگرچه لفظ نعت بمعنى مطلق صفت است ليكن اكثر استعمال اين لفظ بمعنى مطلق ستايش و ثناى رسول الله صلى إله عليه و آله و سلم آمده است ( انندراج ) در عبارت متن مطلق صفت مرادست .
( 120 ) - بخيل وارد بهشت نميشود .
هامش
[ 29 ] - مر : بريشان سلام مىكند
[ 30 ] - مر : امتداح
[ 31 ] - مر : مقال سمج
[ 32 ] - ملى : طلب العلى
[ 33 ] - ملى : نبوى كه ميفرمايد