اكنون با مخلص « 366 » كتاب مراجعت [ 110 ] كنيم و در مكارم و محاسن ملوك سخن رانيم [ 111 ] و چون ملك براذر دينست و دولت « 367 » رفيق ملت و پاذشاهى قرين نبوت ، باز نمائيم كى كذام ملك پايدارست و كذام ملك از ملك و دولت برخوردار و بر اقاليم « 368 » گيتى فرمانروا و كامكار « قال النبى صلى الله عليه و آله : الدين و الملك توامان » ميفرمايذ كى دين و ملك دو براذرند بيك شكم از ماذر جذا گشته و دولت و ملت دو طفلند از يك پستان شير خورده و سلطنت و رسالت دو گوهرند در يك تاج تركيب كرده و مملكت و نبوت دو نگينند در يك انگشترى ترتيب داذه و شاعر عجم ازين معنى اقتباسى سره « 369 » نموذه است و بذين خبر انتمائى « 370 » شگرف « 371 » ساخته آنجا كى ميگويذ :
بيت
چنان دان كى شاهى و پيغمبرى * دو گوهر بوذ بر [ 112 ] يك انگشترى
شرح
( 366 ) - مخلص : بفتح اول و سوم : كلمهايست كه در كوتاهى سخن استعمال مىكنند . ( ناظم الاطباء ) .
( 367 ) - دولت : رجوع شود بصفحه 33 حاشيه 283 .
( 368 ) - اقاليم : جمع اقليم بالكسر : هفتمين حصه باشد از ربع مسكون كه عبارت از زمين آباد است كه يك سر بمشرق دارد و سر ديگر به مغرب و هر اقليم منسوب بيكى از سبعه سياره است . اسماى هفت اقليم و مناسبت هريكى را بسيارهء صاحب مويد الفضلا چنين نوشته است كه هندوستان بزحل ، چين به مشترى ، تركستان بمريخ ، خراسان يعنى ايران بشمس و ماوراء النهر يعنى توران بزهره و روم بعطارد و بلخ بقمر منسوب است .
( 369 ) - سره : رجوع شود بصفحه 20 حاشيه 162 .
( 370 ) - انتماء : به كسى نسبت يافتن . كمال اسمعيل فرمايد . بجز به خدمت تو بنده انتما نكند بهركجا كه پژوهش رود ز نسل و نژاد ( انندراج ) .
( 371 ) - شگرف : بزرگ و عجيب ( انندراج ) - زيبا و نيكو ( برهان ) .
هامش
[ 110 ] - ملك : نقل
[ 111 ] - مر . ملك : پيونديم .
[ 112 ] - ملك : در