بينذ بر افق آسمان و ابو بكر و عمر از مصاحبان « 332 » اهل عليين و مجاوران « 333 » ارباب قدس باشند بل كى درجهء ايشان زيادتتر و بمرتبه بلندتر و پس از عمر ؛ عثمان در صدر خلافت مستقر گشت و بر مسند « 334 » امامت مستند « 335 » شذ تا آنگه كى قضا برو تاختن آورد و بغوغاى [ 92 ] عام شهيد شذ و خلافت از پى او فرياذ [ 93 ] ميكرد و ميگفت :
بيت
عثمان يوم الدار لم يك جازعا * جزعى لزم ركائب العثمان « 336 »
و پس ازو چون حق بمصب « 337 » استحقاق رسيذ و كار در مستقر خويش قرار گرفت و صحابه « 338 » بر على بيعت « 339 » كردند و او را امام و مقتدا ساختند ، زبان روزگار اين دو بيت انشاء « 340 » [ 94 ]
شرح
( 332 ) - مصاحبان : جمع مصاحب . يار و رفيق ( انندراج ) .
( 333 ) - مجاوران : همسايگىكنندگان .
( 334 ) - مسند بفتح اول و ثالث تكيهگاه و بالش بزرگ .
( 335 ) - مستند : چيزى كه به آن پشت داده شود . كسى كه به او پناه برده شود .
و بكسر نون : آنكه پشت بازمىنهد بر چيزى ( نفيسى ) ( انندراج ) .
( 336 ) - عثمان روز محاصره خانه خود ( يوم الدار ) آن اندازه كه من هنگام لگام كردن شتران عثمان بيتاب و نالانم بيتاب و نالان نبود . زم ركائب ، كنايه از رسيدن وقت رحلت و مردن است . ( او خود غمى نداشت ، من بخاطر او غمگين بودم )
( 337 ) - مصب : محل ريختن آب . ( فرنودسار ) .
( 338 ) - صحابه : ياران .
( 339 ) - بيعت : بفتح اول و ثالث . فرمانبردارى كردن و عهد و پيمان و اخلاص خود را در دوستى فروختن و مريد شدن . ( انندراج ) .
( 340 ) - انشاء : آفريدن . از خود چيزى گفتن ، آغاز كردن و نام علمى است كه دانسته شود بدان تركيب عبارات نثر و باصطلاح علم عربيت و منطق كلامى كه احتمال صدق و كذب نداشته باشد و اقسام آن بسيار است منجمله آن امر و نهى و ندا و قسم و تعجب و اين مأخوذ است از نشاء ( انندراج ) .
هامش
[ 92 ] - ملى : غوغاء
[ 93 ] - مر : جزع .
[ 94 ] - ملى : انشاد