عرضت عليه دين ودى فمانبا * و لم يتلعثم من جحود و انكار « 297 »
بسپرد و آن امانت عظيم و امر جسيم در گردن ديانت او مقلد « 298 » كرد و آن عهده شگرف « 299 » و مهم نازك بكفايت او تفويض « 300 » فرموذ [ 86 ] و او در قبول آن نيابت « 301 » [ 87 ] لزوم صيانت « 302 » و عفاف بر ذمت [ 88 ] گرفت و پاى بر جادهء عدل و انصاف نهاذ و از طريق سيرت و صفت منوب « 303 » ذرهء انحراف ننموذ و از جادهء فرائض « 304 » و سنن « 305 » او بدستى « 306 » عدول « 307 »
شرح
( 297 ) - چون ترس از دشمنان مرا بدرون غار كشانيد ، ابو بكر صديق در آن غار همدم من بود وقتى آئين دوستى خويش بر وى عرضه داشتم ، از آن سرباز نزد و بىجحود و انكارى ، بىدرنگ آن را گردن نهاد .
( 298 ) - مقلد : به گردن آويخته . جاى گردنبند از گردن . ( انندراج ) .
( 299 ) - شگرف : بكسر اول و فتح ثانى . بزرگ و عجيب . ( انندراج ) زيبا و نيكو . ( برهان قاطع و غياث ) .
( 300 ) - تفويض : بازگذاشتن كار به كسى ( انندراج ) .
( 301 ) - نيابت : بكسر اول : بجاى كسى ايستادن . ( انندراج ) .
( 302 ) - صيانت : نگاهداشتن و نگهبانى . ( انندراج ) .
( 303 ) - منوب : بفتح اول و ضم ثانى . نيابت كرده شده . ( انندراج ) .
( 304 ) - فرائض : جمع فريضه : فرموده خداى از زكات مال و ستور و از نماز و روزه . ( انندراج ) .
( 305 ) - سنن - جمع سنت : راه ، روش ، عادت و باصطلاح فقه آنچه پيغمبر و صحابه بر آن عمل كرده باشند و امريكه پيغمبر ( ص ) آن را هميشه كرده باشند مگر در عمر خود يك دو بار به قصد ترك هم كرده باشند . ( انندراج ) .
( 306 ) - بدست : بكسر اول و ثانى و سكون سين بىنقطه و فوقانى . وجب را گويند و به عربى شبر خوانند بفتح اول و ثانى هم آمده است . ( برهان قاطع ) .
( 307 ) - عدول : بضمتين . برگشتن از راه و اعراض كردن و درگذشتن .
( انندراج ) .
هامش
[ 86 ] - ملك : نمود .
[ 87 ] - در متن نسخه ملى ديانت نوشته شده و در بالاى آن كلمه نيابت مرقوم رفته است محتملا متن فوق ارجح است .
[ 88 ] - ملى : بر دست .