نكرد و چون دور خلافت او بپايان رسيذ و نوبت آن نيابت بانقضاء نزديك آمذ و طاير قضا ؛ طالب وديعت گشت و رائد « 308 » الهى متقاضى امانت شذ آن كار بصلاح عمر كى « اذا ذكر الصالحون فحيهل بعمر » « 309 » بازگذاشت [ 89 ] و آن مهم بسداد « 310 » او حوالت كرد و او نيز بر همان نسق « 311 » نهايت مجهود « 312 » بذل داشت و غايت عنايت در مهمات آن صرف كرد تا آنگاه كى روزى خويش تمام استيفا « 313 » كرد و بر دست آن ناجوانمرد سعادت شهادت يافت و كار دولت « 314 » اسلام و رونق دين محمد در ايام آن دو شيخ بزرگوار رضوان الله عليهما « 315 » بر اعلى عليين « 316 » بوذ و هيچ شاغل « 317 » و
شرح
( 308 ) - رائد : جوينده و طلبكننده و خواهنده . و كسى كه آن را جهت طلب آب و علف فرستاده باشند ( فرنودسار ) .
( 309 ) - هرگاه از درستكاران ياد شود سوى عمر بشتاب .
( 310 ) - سداد : كسحاب . درستى و راستى در كردار و گفتار . ( انندراج ) .
( 311 ) - نسق : بر وزن شفق . روش و قاعده . ( بهار عجم ) سخن ترتيب داده و بر يك روش آورده و رسته دندان راست و برابر . و شبه در رشته كشيده .
( منتهى الارب ) .
( 312 ) - مجهود : كوشش كرده شده . ( انندراج ) .
( 313 ) - استيفا : بكسر اول و ثالث . تمام را فروگرفتن و طلب تمام كردن .
( انندراج ) .
( 314 ) - دولت : گردش زمانه به نيكى و ظفر و اقبال بسوى كسى . ( انندراج ) .
( 315 ) - رضوان الله عليهما : خشنودى خداوند بر ايشان باد . بركت خدا شامل حال ايشان باد ( نفيسى )
( 316 ) - عليين : بالكسر و تشديد لام مكسور و دو ياى تحتانى و نون . غرفههاى بهشت جمع عليه و خانههاى بلند بهشت و كتاب اعمال بندگان صالح . قيل عليين اسم مفرد است بمعنى بهشت و قيل آسمان هشتم و قيل قائمه العرش اليمنى و قيل سدرة النمتهى . ( انندراج ) .
( 317 ) - شاغل : بكسر ثالث . مانع و بازدارنده . ( انندراج ) .
هامش
[ 89 ] - مر : گشت .