تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
گردذ و استعداد آن نيافت كى بپيرايهء [ 37 ] عقل راهنماى متردى « 101 » شوذ [ 38 ] به شكل آن نوع تشكل نموذ و بشبه آن قوم تشبه كرد يعنى « من تشبه بقوم فهو منهم » « 102 » . پس عنان همت هم در آن مرحله بازكشيذ و ركاب نهمت « 103 » هم در آن منزل گران كرد و رخت اقامت در آن مقام فروگرفت و پاى افزار كوشش در آن مكان بازكرد و گفت : بيت
ازين پايه برتر مقام تو نيست * مرنج ار زمانه بكام تو نيست
و كردگار را [ 39 ] « جل ثناؤه و عز اسمه » « 104 » درين معانى حكمت آن بوذ تا زمرهء انسانرا كى برگزيدگان عنايت و خلعت پوشيذگان هدايت او بوذند معلوم و مصور شوذ كى بجد و جهد و كوشش و رنج ادنى « 105 » درجهء ملائكه كسب توان كرد و خوذ را بواسطهء بارقهء « 106 » تاييد « 107 » الهى بعالم قدس توان رسانيذ .
تو فرشته شوى ار جهد كنى از پى آنك * برك تو ذست كى گشتست بتدريج اطلس « 108 »
شرح
( 101 ) - متردى : رداء بمعنى وشاح است و آن چيزى است از چرم مرصع به جواهر كه از دوش راست انداخته مىشود به پهلوى چپ و از دوش چپ انداخته مىشود به پهلوى راست و آن را حمايل ميگويند و تردت الجاريه از باب تفعل يعنى انداخت كنيز وشاح را و تردت يعنى پوشيد كنيزك رداء را . ( شرح قاموس ) . ( 102 ) - هركه خود را بگروهى همانند دارد از آنان خواهد بود . ( 103 ) - نهمت : بفتح اول و ثالث . حاجت و نياز و همت بستن و قصد و اراده كردن بر چيزى و بمعنى مراد . ( انندراج ) . ( 104 ) - بلند است ثناى او و ارجمند است نام او . ( 105 ) - ادنى : بالفتح و به آخر الف به صورت يا . نزديكتر . ( 106 ) - بارقه : بكسر ثالث و فتح قاف . چيزى كه درخشنده باشد و مجازا بمعنى روشنى و درخشندگى . ( انندراج ) . ( 107 ) - تاييد : نيرو دادن و توانا گردانيدن . ( انندراج ) . ( 108 ) - ديوان سنائى صفحه 173 ( بتصحيح دكتر مظاهر مصفا ) .
هامش
[ 37 ] - مر : به لباس [ 38 ] - مر : تلبس پذيرد . [ 39 ] - ملى : و كردگار .