تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤

شرط سيم :

آن است كه طبع وهوى را مانع گرويدن به زبان وگردن نهادن به ظاهر نسازد ، وبه حق اعتراف كند . يعنى بعد از آنكه به دل اعتقاد كرده باشد ، به زبان نيز اقرار كند واين مرتبه سيم است از ايمان . وكفرى را كه به إزاء اين مرتبه است ، جحودى خوانند وآن ، آن است كه حق را دانسته بپوشد وانكار كند به جهت حسد واستكبار ، ويا براي تعصّب كبار ، پس هر چه موافق هوى ومراد أو باشد يا موافق علم واعتقاد كه از علما وشيوخ خود شنيده باشند باور كند ، وگردن نهد ، وهر آنچه موافق آنها نباشد باور نكند . واين صفت جهودان است كه گفتند : آنچه موافق اعتقاد ما است كه از شيوخ خود شنيده‌ايم باور مىكنيم ؛ چنانچه حق تعالى مىفرمايد در حق ايشان :
« وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا * أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا » (
« 1 » ) ، يعنى : « مىخواهند كه ميان كفر وايمان از خود راهى ديگر بنهيد وبگيريد راهى ديگر ، نتوان نهاد ونتوان گرفت كه يا كفر باشد ويا اسلام ، وهر كه به يك فرمان خدا كافر شد ، به همه كافر شد » . وجاى ديگرى مىفرمايد :
« أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ »
( « 2 » ) ، يعنى : « شما اى خوانندگان كتاب ! هر آن‌چه مطابق علم واعتقاد وموافق هوا ومراد شماست از قرآن باور مىكنيد وهر آنچه نه موافق علم واعتقاد وهوى ومراد شما نيست بدان كافر مىشويد ، چه جزا باشد آن كس را كه اين چنين فعل باشد الا رسوايى در اين عالم وسخت‌ترين عذابي در آن عالم » . وچندين جا اين معنى در قرآن مذكور شده وهر كس كه حقّى واجب الاظهار را
هامش
( 1 ) - نساء 150 - 151 . ( 2 ) - بقره : 85 .