شرط چهارم :
آن است كه آن گرويدن وگردن نهادن ، از روى علم ومعرفت وبصيرت باشد نه از كج فهمي ، واين مرتبهى چهارم است از ايمان ، وكفرى كه در مقابل اين مرتبه است ضلالت خوانند وآن ، آن است كه سخن خدا ورسول خدا را راست بخواند اما معنى را كج فهم كند ودر خاطر دارد يا اظهار نيز كند وخلايق را بر آن دارد ، وچون صاحب بصيرتي پيغمبرى يا عالمي رباني كه مراد خداى را از سخن خدا فهمد ومراد پيغمبر را از سخن پيغمبر در تواند يافت ، آن معنى وآن اعتقاد كه راست باشد عرض كند ، آن اعتقاد كج ، مانع اين اعتقاد راست آيد ، وآن فهم كج حجاب اين فهم راست شود . وأكثر اين امّت به اين كفر گمراه شدند ، وحق تعالى ، همه كس را فهم راست نمىبخشد ، واين ، بهخواندن وتكرار ومطالعه بسيار نسبت ندارد ، چنانكه مىفرمايد :
« يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
» ( « 1 » ) ، يعنى : « مىبخشد حكمت ، هر كه را مىخواهد وهر كه أو را بخشيده شد حكمت ، پس بتحقيق بخشيده باشد خير بسيار » .
وحضرت أمير المؤمنين ( ع ) مىفرمايد : « إِلَّا أَنْ يعْطِى اللهُ رَجُلًا فَهْماً فِى القُرآنِ » ، ( « 2 » ) يعنى : « مگر ببخشيد خداى تعالى مردى را فهمي در قرآن » .
ودر صدر اسلام اين كفر ، در جماعتى جهودان ونصرانيان پديد آمد كه در آفرينش عيسى ( ع ) چيزى به خطا اعتقاد كردند وچون پيغمبر ما ( ص ) آن اعتقاد كه ثواب بود بر ايشان عرض كرد ، فهم نتوانستند كرد ، پس حق تعالى اين آيتها فرستاد كه :
« يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ » (
« 3 »
) ،
« اى أهل كتاب ، غلو وافراط مكنيد در دين خود ومگوييد بر خدا مگر سخن حق » .
هامش
( 1 ) - بقره : 269 .
( 2 ) - سنن ابن ماجة : 2 / 888 ، ح 2658 ؛ مسند أبي يعلي : 1 / 350 ، ح 451 .
( 3 ) - نساء : 171 .