پس وجود عيسى ( ع ) را مثلي زد كه
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
( « 1 » ) ، باز فهم نكردند ، تا آيت مباهله نازل شد ، وحضرت پيغمبر ( ص ) خبر داده است كه : « در امّت من از اين جنس علماى كج فهم برخيزند كه مراد سخن فهم نكنند وخلق را در ضلالت افكنند چنانكه مىفرمايد : « اتَّخَذُوا لِلنَّاسِ رُؤَسَاءَ جُهَّالًا فَسُئِلُوا فَأَفْتَوْا بِغَيرِ عِلْمٍ فَضَلُّوا وَأَضَلُّوا » ( « 2 » ) ، وأمثال اين اخبار بسيار است .
شرط پنجم :
آن است كه بعد از گردن نهادن فرمان خداى ( عز وجل ) بشروطى كه مذكور شد همه كردنىها ونا كردنىها را به عمل آورد واين مرتبه پنجم است از ايمان ؛ وكفرى را كه به إزاء اين مرتبه است ، فسق وعصيان خوانند واطلاق كفر بر آن بر سبيل مجاز است ، چنانكه حق تعالى مىفرمايد :
« وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
( « 3 » ) ، چه اين مرتبه داخل در أصل وحقيقت ايمان نيست ، بلكه از كمال ايمان است ، چه بفقد اين مرتبه مستحقّ خلود در آتش نمىگردد ، بلكه مستحقّ دخول در آن مىشود وبس ، ولكن چون ايمان بدون اين مرتبه رفع عذاب نمىكند ، پس گويا خود نيست ، ولهذا در حديث نبوي وارد است كه : « لَا يزْنِى الزَّانِى حِينَ يزْنِى وَهُوَ مُؤْمِنٌ ، وَلَا يشْرَبُ الشَّارِبُ حِينَ يشْرَبُ وَهُوَ مُؤْمِنٌ ، وَلَا يسْرِقُ السَّارِقُ حِينَ يسْرِقُ وَهُوَ مُؤْمِن » ( « 4 » ) ، يعنى هيچ زنا كننده زنا نكند ومؤمن باشد وهيچ
هامش
( 1 ) - آل عمران : 59 .
( 2 ) - از حضرت رسول أكرم نقل شده است ، تفسير امام حسن عسكري : 53 ؛ بحار الأنوار : 2 / 83 ، باب 14 ، ح 8 ؛ مسند أحمد : 2 / 163 .
( 3 ) - آل عمران : 97 .
( 4 ) - من لا يحضره الفقيه : 4 / 22 ، ح 4987 .