ايشان را اكتساب خيرات ، عادت واخلاق حسنه ملكه شود .
أوّلًا آنكه راه غيبت بر خود ببندند ، وهيچ مسلمانى را غيبت جايز ندارند ، چه غيبت ، فاكههى أهل نار است ، ولايق أهل ايمان نيست كه سالكان راه جنانند . وغيبت كردن مثل گوشت مرده خوردن است - چنان كه در قرآن بيان أو شده - . ( « 1 » )
وديگر آنكه با يكديگر حسد نورزند وسخن چينى نكنند وگمان بد به يكديگر نبرند وتجسّس عيب يكديگر نكنند . آنچه بر سبيل ضرورت معلوم شود در مؤاخذه وابطال آن كوشند ، وآنچه به اين مثابت نباشد از پى آن نروند وبه تزكيهى ( « 2 » ) نفس خود مشغول شوند .
نهى منكر فرض است ؛ امّا تجسّس منكر تا نهى كنند ، فرض نيست .
اگر بىتفحّص وتكلّف وتعمّق بر منكري اطّلاع يابند ، منع لازم است وما سوى ذلك فأمره إلى الله ، بلكه تا مىتوانند محملى صحيح از براي آن پيدا كنند حسن ظنّ به مسلمانان ، اصلى است ثابت در دين وتكلّف تعرّف فساد ، منهى عنه است ، بلكه متشابهات را نيز بر يكديگر محكم نگيرند ، بلكه به اشاره تنبيه كنند ، اگر باز ايستد والّا بگذرانند مگر آنكه از أو فهميده باشند كه اين مؤاخذه را مىخواهد تا بر يكديگر ثقيل نباشند .
وترك جمعه وجماعات ( « 3 » ) بىعذرى واضح نكنند ، چرا كه تأكيدات بليغه در آن از شارع رسيده ؛ وهمچنين نوافل مرتّبهى يوميه ، پس اگر كسى تقصيري در حضور جمعه يا جماعت يا نافلهى يوميه نمايد بىعذرى شرعي ، از دايرهى اخوان وسلسلهى الفت بيرون است .
وديگر آنكه دروغ نگويند مگر آنكه مصلحتى ضروري داعى باشد به آن ، ودر آن
هامش
( 1 ) -« وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً »؛ حجرات : 12 .
( 2 ) - ب : تهذيب .
( 3 ) - أو د : جماعت .