مجتمع گردند ونماز عيد به جماعت ادا نمايند ( « 1 » ) ، تا به واسطهى آن اجتماع عام ، ميانهى ( « 2 » ) أهل شهر ورساتيق ، انس والفت پيدا شود وبا يكديگر آشنا شوند .
وباز از براي حصول اين محبّت ومودّت ميانهى أهل وأرباب بلاد بعيده وأقاليم مختلفه ، حكم فرموده كه همهى مكلّفين ذكراً كان أو أنثى ، بايد كه در مدّت عمر خود در وقتي معين يكبار در شريفترين أمكنه كه عبارت از بقعهاى تواند بود كه مولد ومنشأ حضرت خاتم ( ص ) است ، جمع شوند ، تا در ميان جميع افراد امّت موانست ومودّت حاصل شود ، وتخصيص آن بقعهى شريفه از براي حصول اين غرض ، بنا بر آنست كه ( « 3 » ) از مشاهدهى آن موطن ، افراد امّت را تذكّر شارع وازدياد محبّت ومودّت أهل بيت آن سرور كه به فحواى كريمهى « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى » ( « 4 » ) مزد رسالت تواند بود ، حاصل شود ، وعظمت واحترام سيد الأنام نزد ملك علام ايشانرا متيقّن گردد . واز اينجا بر لبيب متفطّن ظاهر مىشود كه غرض شارع در جميع تكاليف شرعيه ، تحصيل اين نوع الفتى است كه مستحفظ نظام كلّ عالم تواند بود .
ولهذا بعضي از حكما گفتهاند كه : همچنانكه دعوت جميع أنبياء از حيثيت علم ، اثبات توحيد پروردگار است ونفى شريك از أو ؛ از روى عمل نيز ، به حصول وحدت راجع مىگردد .
واز اينجاست كه در باب نماز جماعت از حضرت سيد الأنام ( ص ) مبالغه در اين مرتبه منقول است ، كه مىفرمودند كه : « هر كه در نماز جماعت تهاون ورزد مستحقّ
آن
هامش
( 1 ) - أو د : كنند .
( 2 ) - ب : ميان .
( 3 ) - ب : غرض است بنابراين كه .
( 4 ) - شوري : 23 .