حرارت شهوت وبرودت كسالت وجمود وفترت باشد ، واين حرارت وبرودت نه غريزة صالحه است روح را ، بلكه انحرافى فاسد است ؛ ليكن حكم « عدل جواد » براي توفية مقتضيات همه چيز به مقتضاى «
نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى
» ( « 1 » ) براي امداد آن حميم وغسّاق آماده كرده به جاى زنجبيل وكافور كه «
قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا
» ( « 2 » ) ، وچون حرارت حميم منضمّ شود به حرارت شهوت أو را افزونى بخشد ، افزونى كه پيوسته در خود افزايد ومرضش ترقّى كند إلى ابد الآباد ، وهمچنين برودت غسّاق با برودت كسالت وجمود «
فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً
» ( « 3 » ) ، وچون آن حرارت وبرودت نه غريزة صالحه است هر چند اشتداد يابد وهن در بنيه افزايد وضعف در حيات ، كه
« يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ
» ( « 4 » ) . رجعنا إلى تمام الكلام .
وتسمية ايشان به « مقرّبين » نظر به نصيبي است كه ايشان راست از قرب به استواى ذات بيرون از تلوين ( « 5 » ) صفات والتفات به جهات وتقيد به سكون وحركات ، واين اشرف ألقاب ايشان است ، وچشمه اى كه به پاداش اين معنى جهت ايشان معدّ شده ( « 6 » ) « تسنيم » نام دارد كه مشتقّ است از « سنام » كه نام ذروة كوه وكوهان شتر است ، واين چشمه ايست كه از أعلى مقامي مىزايد ، آنجا كه ملتقاى أطراف ومستوى أعراف است ، از كيفيات متضادّه بيرون ، نه به طبع گرم است تا زنجبيل باشد ونه سرد است تا كافور باشد ، وشريفتر از آن چشمه در بهشت نيست ، واز زير عرش زايد واز هوا به مقامات
هامش
( 1 ) - النساء : 115 .
( 2 ) - مريم : 75 .
( 3 ) - النبأ : 30 .
( 4 ) - إبراهيم : 17 .
( 5 ) - ق : تلوّث .
( 6 ) - في ن وج : آماده شده .