تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
خداى را هر سه يكى ، امّا به اعتبارات مختلف كه نسبت با عقول خلق باشد سه نمايد ، وخود در ضماير ما كه نسبتي با عالم امر دارد اگر تصوّر صورتي معقول يا محسوس كنيم آن صورت از آن روى كه تصوّر كرده‌ايم معلوم ماست وبه آن عالم باشيم ، واز آن روى كه ايجادش كرده‌ايم مقدور ما باشد وما به آن قادر باشيم ، واز آن روى كه تا نخواستيم متصوّر ما نشد مراد ماست وما آن را مريد باشيم ، پس معلوم ومقدور ومراد ما هر سه يكى باشد ، در اين صورت علم وقدرت وأرادت متّحد شود ؛ وهمچنين جملگى موجودات نسبت با علم وقدرت وأرادت أو تعالى همين حكم دارد ؛ پس هر سه صفت أو را متّحد بود بلكه واحد بود وكسى كه به علم أو عالم بود وبه قدرت أو قادر وبه ارادتش مريد چنانكه در حال أهل بهشت گفتيم ، چنانكه در خبر آمده است : « كنت سمعه الّذى يسمع به وبصره الّذى يبصر به » ( « 1 » ) ، حكمش همين بود ؛ « أطعني أجعلك مثلي » ( « 2 » ) «
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
» ( « 3 » ) ؛ پس هر چه أرادت أو بدان تعلّق گيرد هم در حال موجود شود يعنى تمنّى ووجدانش يكى بود واين معناى مثال درخت طوبى است در بهشت كه هر چه بهشتيان آرزو كنند با آرزوى ايشان با هم دفعةً واحدةً بر آن درخت حاصل باشد ودر پيش ايشان حاضر «
طُوبى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ
» ( « 4 » ) . وبه ازاى اين حال كساني را كه اين سه صفت اقتضاى تكثّر كند به حسب هر يكى
هامش
( 1 ) - الكافي : 2 / 352 ، كتاب الإيمان والكفر ، باب من أذى المسلمين ، ح 7 ؛ كتاب المؤمن : 32 ، باب 2 ، ح 61 ؛ عوالي اللئالي : 4 / 103 ، الجملة الثّانية ، ح 152 . ( 2 ) - مشارق أنوار اليقين : 100 ؛ الجواهر السنيّة : 361 ، أبواب الأئمّة ، باب عليّ بن موسى الرّضا . ( 3 ) - الشورى : 11 . ( 4 ) - الرعد : 29 .