تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
و بجمله وى روى جسم است و وى عرض است ، زيرا كه جسم موجود بود و وى نبود ، چون بريده شود پديد « 1 » آيد ، و اين پيدا كرده آيد « 2 » . و خط همچنين كنارهء سطح است و نقطه كنارهء خطّ است و نقطه را هيچ اندازه نيست كه اگر يك اندازه بود خط بود نه كنارهء خط ، و اگر دو بود سطح بود ، و اگر سه بود جسم بود ، و چون سطح عرض است خط و نقطه اولاتر . هرگاه كه وهم « 3 » كنيم كه نقطه بجنبد در جايگاهى ، از جنبش وى « 4 » خط آيد اندر وهم ، و هر گاه كه وهم كنيم « 5 » كه خط بخلاف « 6 » آن جهت بجنبد جنبش وى بر سطح آيد ، و اگر سطح بخلاف هر دو جهت بجنبد « 7 » جنبش وى « 8 » اندر ستبرا و عمق آيد . و مپندار « 9 » كه اين سخنى است بحقيقت و ليكن « 10 » به مثل است زيرا كه مردمان پندارند كه بحقيقت خط از جنبش نقطه آيد و ندانند كه اين جنبش اندر جاى « 11 » بود و آن جايگاه را ستبرا و اندازه بود پيش از آنكه نقطه خط آورد ، و خط سطح آورد ، و سطح ستبرا آورد . و امّا زمان اندازهء جنبش است چنان كه اندر علم طبيعى پديد « 12 » آيد . پس كميّت متّصل شناختى و شناختى كه عرض است . دانشنامهء علائى - علم برين 2
هامش
( 1 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد . ( 12 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد . ( 2 ) مك 1 ، چه : آمد . ( 3 ) مك 1 : توهم . ( 4 ) طم : + نيز . ( 5 ) طم : كنى . ( 6 ) مك 1 : بر خلاف . ( 7 ) طم : - بر سطح . . . بجنبد . ( 8 ) مك 1 : - وى . ( 9 ) طم : و پندارند . ( 10 ) مج ، مك 1 ، چخ ؛ و لكن . ( 11 ) مك 1 : جائى .
الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 32 | أبو علي سينا