تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
اندر وى پديد آيد اولاتر [ 1 ] نبود از جايگاهى ديگر زيرا كه تمام جايها به نسبت با او بيك طبع‌اند « 1 » كه اندر جملهء جايگاه آن طبع بود چنان كه از جملهء جايگاه زمين آنجا اولاتر [ 2 ] بود كه صورت بوى برسد « 2 » كه او را آنجا يابد « 3 » يا « 4 » بجايگاهى كه آمدن وى بدان جايگاه كه اندر وى پديد « 5 » آيد « 6 » از كل آن جايگاه اولاتر بود و الّا به هيچ جايگاه اولاتر نبود از ديگر .
هامش
( 1 - 2 ) « كلمهء « اولىتر » كه جماعتى پندارند كه چون در كلمهء « اولى » معنى تفضيل و ترجيح هست لفظ « تر » با آن ضم كردن خطا باشد و نه چنانست ، غاية ما فى الباب آن باشد كه مبالغتى بود بر مبالغت و چون در پارسى مىگويند به و بهتر و كلمهء « به » خود متضمن معنى رجحان و اولويت است ، چنان كه گويند : « اين به از آنست » و « بهتر از آنست » چرا نشايد كه گويند : « چنان اولىتر » ؟ الا كه نسق كلام تازى باشد چنان كه گويند : « طريق اولى اينست » چه درين موضع نگويند كه « طريق اولاتر اينست » و چون كلمهء اولى به آخر افتد هرآينه آن را رابطه‌اى بايد تا سخن تمام شود ، چنانك گويند : « اولى اينست » يا « اين اولى است » يا « اين اولى باشد » و مانند آن و اگر گويند : « چنين اولى » و سخن قطع كنند ، سخن پارسى تمام نباشد چنانك در تازى گويند : « فلان عالم » و « فلان غنى » اگر در پارسى گويند : « فلانى عالم » و « فلانى توانگر » سخن تمام نباشد ، و الا كه گويند : « فلانى عالم است » و « فلانى توانگرست » و چون در پارسى گويند : « اين اولىتر » بكلمهء رابطه احتياج نباشد ، كه لفظ « تر » درين موضع مجوز سقوط حرف ربط است ، اگر كسى در نظم و نثر گويد : « چنان اولاتر » . خطاء محض نباشد . » ( المعجم فى معايير اشعار العجم . شمس الدين محمد بن قيس الرازى . مصحح قزوينى - مدرس . تهران 1314 ص 235 ) .
( 1 ) مج ، مك 1 ، عس ، تم ، طم : - زيرا . . . طبع‌اند . ( 2 ) مك 1 : رسد . ( 3 ) تم ، چه : بايد . ( 4 ) س ، چه : تا . ( 5 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد . ( 6 ) تم : - يا جايگاهى . . . پديد آيد .