به قصد بلكه جز چنان نشايست . و امّا آنكه چرا يكى كم « 1 » افتد و يكى تمام ؟ او را « 2 » سببهاى « 3 » جزوى « 4 » بود ، و همچنان سبب را سبب بىنهايت ، چنان كه درست شده است . پس سبب نقص « 5 » و درستى « 6 » اين سبب است ، و هر چيزى بباب خويش تمامتر آنست « 7 » كه شايد كه بود ، و صورت وى صورتى افتاده است كه بتخم و زايش خويشتن را نگاه دارد ؛ و امّا مگس و كرم و هر چه بدين « 8 » ماند از اين « 9 » مايهء ايشان به از ايشان چيزى « 10 » نشايست كه آمدى ، و مگس بهتر از آن مايه است كه مگس از وى آيد « 11 » اگر همچنان بهشتندى [ 1 ] . و هر مزاجى كه افتد هر چه آن صورت را نگاه دارد « 12 » بفريضه « 13 » چون معدهء مردم را كرده شود ، و هر چه فريضه نبود و ليكن « 14 » با منفعت بود چنان كه شايد و « 15 » پذيرد آن مايه مر او را ، هم نيز [ 2 ] كرده شود بتمامى .
و چون اين « 16 » اجسام « 17 » كاين و فاسدند و حركات آسمان اندر
هامش
( 1 ) هشتن - هليدن . رك : ص 27 س 4 و ح 1 .
( 2 ) رك : ص 74 س 9 و ح 1 .
( 1 ) تم : يكى كه .
( 2 ) مج ، تم ، مل : ورا .
( 3 ) مل : سببها .
( 4 ) تم ، طم ، چخ : جزئى .
( 5 ) مك 1 ، چخ : نقصى .
( 6 ) مك 2 ( متن ) : زشتى ؛ ( حاشيه ) : درستى ؛ تم : و زشتى ؛ عس : درستى و درستى .
( 7 ) تم : تمامتر است .
( 8 ) مج ( متن ) : - بدين ؛ ( حاشيه ) : به اين .
( 9 ) مج ، تم ، مل : از آن .
( 10 ) مج ، مك 1 ، مك 2 : چيز .
( 11 ) تم ، مل : آمد .
( 12 ) مك 2 ، تم ، طم ، مل :
به كار آيد .
( 13 ) مج : + يا .
( 14 ) مج ، مك 1 ، چخ : و لكن .
( 15 ) طم : - و .
( 16 ) مج ( متن ) : - اين ( در حاشيه افزودهاند ) .
( 17 ) مل : اقسام .