بضرورت تابع ايشانست . پس پديد « 1 » آمد كه هستى « 2 » تن « 3 » همچنين « 4 » كه هست چنانست كه بايد ، و پديد « 5 » آمد « 6 » كه سبب شرّ و نقصان از كجاست ، و پديد « 7 » آمد كه نيكى آنجاست كه اثر خير « 8 » اوّل رسد و بدى آنجاست كه آن اثر نرسد « 9 » و آن اثر را پذيرا نبود و « 10 » نه سبب « 11 » ديگر « 12 » ، و اين نظام نه باتّفاق « 13 » است ، بل اين آميزشها را قوّتهااند كه آن آميزش كنند كه همچون « 14 » ايشان آرد . پس گاهى خود افتد از حركات آسمانى و پذيراى زمينى چنان كه آميزش افتد كه حيوانى موجود « 15 » آيد بىزايش ، و بيشتر آن بود كه بزايش آيد « 16 » كه صورت آن چيز سبب بودن همچون « 17 » خويشتن « 18 » بود به آنكه سبب آميزش « 19 » شود روزى « 20 » كه آنجا استعدادى همچنان « 21 » وى بود ، چنان كه حال آن چيزها است كه بزايش بوند « 22 » . الحمد لواهب العقل « 23 » .
هامش
( 1 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد .
( 7 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد .
( 2 ) چه : همه .
( 3 ) مج ، مك 1 ، مك 2 : - تن .
( 4 ) مج ، مك 1 : همه چنين .
( 5 ) مك 1 ، مك 2 : بديد .
( 6 ) مل : - كه هستى . . .
آمد .
( 8 ) مج : چيز .
( 9 ) تم : نرسيد .
( 10 ) مك 1 ، مك 2 : - و .
( 11 ) مج ، مك 1 ، مل : نبود نه سببى ؛ مك 2 ، طم ، س ، عس ، چه : بسببى .
( 12 ) مل :
دگر .
( 13 ) طم : نه اتفاق .
( 14 ) مك 2 : همچو ؛ تم : همه چون .
( 15 ) چخ :
وجود .
( 16 ) تم : پيش آيد .
( 17 ) مك 2 : همچو .
( 18 ) طم : خويشتنى .
( 19 ) مك 2 : آميزشى .
( 20 ) مج ، مل : به روزى .
( 21 ) مج ، طم ، س ، چه : همچون آن ؛ مل : همچون .
( 22 ) تم : بود .
( 23 ) مج : + تم ؛ مك 2 :
و الحمد للّه رب العالمين . تمت الالهيات ؛ تم : و الحمد للّه رب العالمين تمت تمت تمت تم تم تم . . . ؛ طم : و الحمد للّه رب العالمين . تمام شد الهيات حكمت علائى بعون اللّه و حسن توفيقه و الختم بالصلاة على محمد و آله الاخيار الاطهار .