تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شرط نخستين نبود ، محال بود كه به اختيار عقلى چيزى را « 1 » جويد كه نداند ، و اگر شرط دوّم نبود اندر وى رغبت « 2 » نيفتد « 3 » كه هيچ چيز اندر چيزى رغبت نكند كه وى بنزديك وى نيكو نبود يا خوش يا عجب ، خواهى بحقيقت و خواهى به گمان ، و اگر شرط سوّم نبود جنباننده و معشوق آن صفت بود نه آن چيز كه صفت بوى منسوب است ، و اگر چهارم نبود طلب نبود . پس بايد كه نفس جنباننده بر سبيل فاعلى تصوّر ديدار عقلى دارد بكمال و جمال جنباننده جدا ايستاده ، تا آن صورت اندر نفس وى ببندد « 4 » و هميشه ورا « 5 » نگران دارد نگريستنى [ 1 ] « 6 » عقلى بواجب الوجود كه خير محض است و كمال محض و اصل همه « 7 » جمال است ، و آن همه چيز است با « 8 » چيزى كه عقلى است و نزديكتر چيزيست « 9 » بمرتبت وى « 10 » . پس اندر يافت سبب عشق آن بزرگى بود و عشق سبب « 11 » مانندگى جستن بود و مانندگى جستن [ 2 ] سبب آن جنبش بود . و امّا آنكه مانندگى جستن چگونه بود سبب چنين جنبش و چرا بود ؟
هامش
( 1 ) مفعول مطلق ، رك : ص 117 س 9 و ح 1 . ( 2 ) تشبه .
( 1 ) طم ، مل ، چخ : چيز را . ( 2 ) مل : رتبت . ( 3 ) مك 2 ، مل ، طم : نيوفتد . ( 4 ) مك 2 : وى بيند . ( 5 ) مك 2 : و هميشه در آن . ( 6 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : نگرستنى . ( 7 ) مك 2 : + حال و . ( 8 ) مج ، مك 1 ، مل : يا . ( 9 ) طم : چيز است . ( 10 ) مك 2 : - وى . ( در حاشيه افزوده‌اند ) . ( 11 ) طم : بسبب .