تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
بود و عقل « 1 » جدا از جسم نبود . پس اينجا جنباننده‌اى هست ، قوّت وى بىنهايت و بيزار از پيوند جسمها و به آن جنباند كه وى مقصود و غرض و معشوق بود ، و امّا آنكه اين چگونه بود پيدا كنيم و جملهء حال « 2 » وى بگوييم .

( 53 ) پيدا كردن آنكه اين معني عقلى چگونه شايد كه جنباند « 3 » ؟

نشايد كه وى جنباننده بود به آنكه وى چيزى بود كه ذات و را جويند « 4 » ، كه يافت « 5 » ذات « 6 » وى يافتنى هيچ « 7 » جسم نبود و يافتنى هيچ قوّتى كه اندر جسم بود نبود ، كه وى نشايد كه پيوند دارد به هيچ جسم ، و نشايد كه جنبش نيز بر سبيل « 8 » آن بود كه آن فرمايد و اين فرمانبردارى كند ، كه « 9 » اين فرماينده بر « 10 » غرض « 11 » بود مر فرمانبردار را ، و از آن سبب گفتيم كه نشايد كه بر اين سبيل بود كه فرماينده را غرض « 12 » بود و مسألهء پيشين باز آيد . پس يكى قسم « 13 » بماند كه وى غرض به آن سبب بود و بر آن روى « 14 » بود كه بوى اقتدا « 15 » آرزو بود و بوى مانندگى مراد بود كه
هامش
( 1 ) مج ، مك 1 : و عقلى . ( 2 ) مج : و بجمله حال ؛ مك 1 : و بجمله حالى . ( 3 ) مك 2 ( متن ) : جنبانند ؛ مك 2 ( در حاشيه تصحيح شده ) : جنباننده باشد . ( 4 ) طم : خوانند . ( 5 ) مك 2 ، طم ، عس : - يافت . ( 6 ) طم : - ذات . ( 7 ) مك 1 : به هيچ . ( 8 ) مك 1 : - سبيل . ( 9 ) چخ : + اين . ( 10 ) مج ، مل : نيز . ( 11 ) مك 1 : عرض . ( 12 ) مك 1 : غرضى . ( 13 ) مج : يكى قسمت قسم ؛ س : يكى قسمت قسيم ؛ مك 1 ( ح ) : يكى قسمت . ( 14 ) مك 2 : - روى ( در حاشيه افزوده‌اند ) . ( 15 ) مك 2 ، طم : افتد .