تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
يكى از جملهء دوست داشته‌ها « 1 » و معشوقها آن چيز بود كه بوى مانندگى آرزو آيد باندازهء طاقت . و شك نيست كه آنچه جنباننده بود بر سبيل معشوق مانى [ 1 ] ، از اين سه بيرون نبود : يا خواست جنباننده بر سبيل فاعلى يافت وى بود ، يا يافت چيزى كه بوى پيوند دارد « 2 » و وصف وى بود ؛ و الّا وى خود به هيچ روى معشوق - مانى [ 2 ] نبود ، و اين قسم دوّم يا آن چيز « 3 » فرمانى « 4 » از وى بود تا « 5 » خويشتن را آن مراد كنى كه وى راست ، و اين معنى فرمانبردارى بود يا نه فرمانى بود يا « 6 » مرادى « 7 » بل وصفى و حالى كه و را بود جز فرمان ، و چون حق اين قسم سوّم « 8 » است اين قسم را شرطها بايد تا جنبش بسبب وى پيدا شود : يكى كه صورت آن وصف و آن حال مر جنبانندهء فاعل را « 9 » معقول بود ؛ و ديگر كه بنزديك « 10 » وى آن صفت جليل و بزرگ بود ؛ و سوّم « 11 » آنكه « 12 » آن جليلى بسبب آن بود كه آن معشوق است نه به آنكه بنفس خويش جليل است ؛ و چهارم كه آرزو آيد كه آن صفت و را بود ؛ كه اگر
هامش
( 1 - 2 ) مانندگى نمودن بصفت معشوق . رك : ص 148 س 12 - 13 .
( 1 ) مك 2 ، عس : دوست داشتنها ؛ طم : دوست داشتنيها ؛ چخ : دوست داشتها . ( 2 ) مك 1 : ندارد . ( 3 ) طم : يا جز . ( 4 ) مك 2 ( متن ) : فرمان ؛ مك 2 ( ح ) : فرمانى . ( 5 ) مج ، مك 1 ، طم : يا . ( 6 ) چه : تا . ( 7 ) مج ، مك 1 : يا نه فرمانبر بود نامرادى . ( 8 ) مج : سؤم ؛ مك 1 : سيؤم ؛ مك 2 ، تم ، طم ، مل : سيوم . ( 11 ) مج : سؤم ؛ مك 1 : سيؤم ؛ مك 2 ، تم ، طم ، مل : سيوم . ( 9 ) مك 1 ، مل : فاعلى را . ( 10 ) طم : كه نزديك . ( 12 ) مك 2 : كه .