( 52 ) پيدا كردن آنكه غرض از اين جنبش و « 1 » اختيار اندر اين جنبش « 2 » حالى است « 3 » عقلى از برسونه از زير « 4 » بر وى ديگر « 5 »
اين چنين جنبش گرد و پيوسته « 6 » كه او را كرانه نيست ، جنبانندهء وى قوّتى بود كه او را « 7 » كرانه نبود « 8 » ، يعنى قوّتى بود برابر فعل « 9 » بىكناره . گوييم كه اين « 10 » قوّت هرگز اندر جسم نبود و مر جسم را نبود ، زيرا كه هر قوّتى كه اندر جسم بود شايد كه او را بوهم قسمت كنى « 11 » ، زيرا كه آن جسم را بوهم قسمت توانى كردن ، و هر چه اندر وى بود با وى بتوّهم منقسم شود . پس بهرهء اين قوّت هم آن « 12 » قوّت بود ، و ليكن « 13 » كمتر . پس شايد « 14 » بود جنبانيدن وى « 15 » از وقتى « 16 » محدود تا « 17 » همچنان بىكناره بود كه آن « 18 » همه ، يا با كناره بود . اگر دانشنامهء علائى . علم برين 18 .
هامش
( 1 ) س ، چه : - جنبش و .
( 2 ) س ، چه : - اندر اين جنبش .
( 3 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : غرض اين اختيار حالى است ؛ طم : غرض ازين اختيار حالى است .
( 4 ) طم : + و .
( 5 ) مل : دگر .
( 6 ) مج ، س ، عس ، چه : گرد و پيوسته است ؛ مك 1 ، مك 2 ، طم ، مل : گرد پيوسته است .
( 7 ) مك 2 ، طم : ورا .
( 8 ) مك 2 : نيست .
( 9 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : فعلى .
( 10 ) مج : آن .
( 11 ) مك 1 : كنيم .
( 12 ) طم : همان .
( 13 ) مج ، مك 1 ، چخ : و لكن .
( 14 ) مج ، مك 1 : نشايد .
( 15 ) طم : + را .
( 16 ) مل : جنبانيدن وى وقت .
( 17 ) طم ، چه : يا .
( 18 ) مل : از .