تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
نشايستى « 1 » كه ناخواهان « 2 » بودى ببودى « 3 » ، و آن چيز را كه ناخواهانست اگر بشايستى كه بخواستى نبودى « 4 » ، و اين معنى آنست كه چيز را « 5 » به آن توانا خوانند ، و توانا « 6 » نه آن بود كه هرآينه « 7 » بكند يا نكند ، و هرآينه « 8 » بخواهد يا نخواهد . و از اينجا پديد « 9 » آيد كه قادرى وى هم عالمى ويست باضافت بچيزها ، و اندر ذات وى عالمى و قادرى دو نيست .

( 35 ) پيدا كردن حكيمي واجب الوجود

حكمت بنزديك ما بر دو چيز افتد : يكى بر دانش تمام ، و دانش تمام اندر تصوّر آن بود كه چيز را بماهيّت چيز شناسند و بحدّ و اندر تصديق تصديق يقينى بود « 10 » بتمامى « 11 » سببهاى « 12 » آن چيزها كه ايشان را سبب است ، و ديگر « 13 » بر كنشى « 14 » كه محكم بود . و محكم آن بود كه هر چه فريضه بود مر بودن ورا ، ببود و هر چه فريضه بود مر نگاه‌داشت ورا ، چندان كه اندر مايهء وى بشايد ، ببود « 15 » و هر چه آرايش بود و سود را - نه فريضه را - نيز ببود « 16 » . و واجب الوجود مر همهء چيزها را « 17 » چنان كه
هامش
( 1 ) مك 2 ، طم ، س ، چه : بشايستى . ( 2 ) چه : با خواهان . ( 3 ) مج ، طم : نبودى . ( 4 ) مك 2 : ببودى . ( 5 ) مج : چيزها . ( 6 ) مك 2 : و تواناى ( و توانايى ) . ( 7 ) چخ : هر آئينه . ( 8 ) چخ : هر آئينه . ( 9 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد . ( 10 ) مل : - بود . ( 11 ) مل : به تمام . ( 12 ) س ، چه : و سببهاى . ( 13 ) مل : و دگر . ( 14 ) مك ، طم : كنش . ( 15 ) س : بشايد نبود ؛ عس : نشايد نبود . ( 16 ) س ، چه : نبود ؛ مك 2 : - و هر چه . . . ببود . ( 17 ) طم : + كه .
الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 99 | أبو علي سينا