تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
طلب كردن غرض بود ، و پديد كرده‌ايم « 1 » كه غرض جنبانندهء [ 1 ] فاعل است و به كار آورندهء [ 2 ] فاعل است ، و نشايد كه واجب الوجود تمام را « 2 » به كار آورنده بود . پس دانسته آمده است خواست واجب الوجود چگونه بود ، و دانسته آمد كه صفتى نبود جز علم ، و دانسته آمد كه آن هميشگى بود ، و دانسته آمد كه ما را نيز خواستى چنين « 3 » هست .

( 34 ) پيدا كردن حال قادرى و توانايى واجب الوجود

مشهور و معروف ميان مردم اندر ، چنانست « 4 » كه توانا آن بود كه اگر خواهد كند و اگر نخواهد نكند ، نه آنست كه هم خواهد كه كند و هم خواهد كه نكند ، كه بسيار چيزهاست « 5 » كه ايشان گويند كه آفريدگار هرگز آن را نخواهد و نكند و بر ايشان قادر است ، چنان كه ستم كردن . پس شرط نه بر قياس قضيهء حملى است بل بر قياس قضيهء شرطى ، كه اگر خواهد كند و اگر نخواهد نكند . و شرطى را راستى نه به آن بود كه هر دوپارهء وى « 6 » راست بوند ، كه شايد كه هر دو دروغ بوند « 7 » چنان كه گويند : « اگر مردم پريدى « 8 » اندر هوا جنبش كردى » اين راست است ، و مقدّم و تاليش هر دو دروغ ،
هامش
( 1 ) محرك . ( 2 ) علت فاعليت . ( خ ) .
( 1 ) مك 1 ، مل : بديد كرده‌ايم ، مك 2 : بديد كرديم . ( 2 ) طم ، چه : عالم را . ( 3 ) طم ، س ، چه : چنان . ( 4 ) مل ( متن ) : جهانست ؛ مل ( ح ) : چنانست . ( 5 ) طم : چيزها هست . ( 6 ) مك 2 : - وى . ( 7 ) مك 2 : بود ( در حاشيه به « بوند » تصحيح شده ) . ( 8 ) مل : بپريدى .