و بجمله اندر هيچ مقولت « 1 » نيست ، زيرا كه همهء « 2 » مقولتها را وجود عرضى است و زيادت است بر ماهيّت و بيرون از ماهيّت و واجب الوجود را وجود ماهيّت است . پس از اين مقدار كه گفته آمد پديد « 3 » آمد كه واجب الوجود را جنس « 4 » نيست ، پس او را « 5 » فصل « 6 » نيست ، پس او را « 7 » حدّ نيست ، و پديد « 8 » آمد كه او را « 9 » محلّ و موضوع نيست ، پس او را « 10 » ضدّ نيست ، و پديد « 11 » آمد كه او را « 12 » نوع نيست « 13 » ، پس « 14 » ورا يار و ندّ [ 1 ] نيست ؛ و پديد « 15 » آمد كه و را سبب نيست ، پس و را گردش [ 2 ] و بهره پذيرش [ 3 ] نيست .
( 26 ) باز نمودن آنكه واجب الوجود را چگونه شايد كه « 16 » صفتهاى بسيار بود بىآنكه اندر ذات وى بسيار آيد
مر چيزها را چهار گونه صفت بود :
يكى چنان كه « 17 » مردم را « جسم » گويند ، كه اين صفتى بود عرضى كه اندر وى بود و ليكن « 18 » به چيز ديگر بيرون پيوند ندارد . و ديگر چنان بود « 19 » كه گويند « سپيد » ، كه اين صفتى بود عرضى « 20 » كه اندر وى بود ، و ليكن « 21 » به چيز « 22 » ديگر « 23 » بيرون پيوند ندارد « 24 » . و سوّم « 25 »
هامش
( 1 ) بكسر اول و تشديد دوم ، مثل و همتا و ضدّ . ( منتهى الارب ) .
( 2 ) رك : ص 6 س 2 و ح 1 .
( 3 ) قابليت تقسيم ، قابليّت تجزى . رك : بهره ( در فهرست كتاب ) .
( 1 ) مك 2 : مقوله .
( 2 ) طم ، مل : - همه .
( 3 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد .
( 8 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد .
( 11 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد .
( 15 ) مك 1 ، مك 2 ، مل : بديد .
( 4 ) مك 2 : جنسى .
( 5 ) مل : ورا .
( 9 ) مل : ورا .
( 6 ) مك 2 : فصلى .
( 7 ) طم : ورا .
( 12 ) طم : ورا .
( 10 ) طم ، مل : ورا .
( 13 ) مك 2 : - و پديد . . . نيست .
( 14 ) مك 2 : كه .
( 16 ) مك 2 : + ورا .
( 17 ) مك 2 : يكى كه .
( 18 ) مج ، مك 1 : و لكن .
( 21 ) مج ، مك 1 : و لكن .
( 19 ) مك 2 : - بود .
( 20 ) مك 2 : + بود .
( 22 ) مك 2 : بچيزهاى .
( 23 ) مل : دگر .
( 24 ) مل : ندارند .
( 25 ) مج : سؤم ؛ مك 1 ، تم ، طم :
سيوم ؛ مك 2 : سيم .