تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

( 22 ) پيدا كردن آنكه نشايد كه صفت واجب الوجودى دو چيز را بود

[ 1 ] اگر واجب الوجودى مر دو چيز را بودى « 1 » ، شك نيست - چنان كه « 2 » پيدا كرديم « 3 » هر يكى را فصلى بود يا خاصّه‌اى ، و پيدا كرديم كه هر دو اندر حقيقت آنچه كلّى است اندر نيايند . پس واجب الوجودى بىآن فصل و خاصّه واجب الوجودى « 4 » بود ، و « 5 » اگر آن فصل و خاصّه بوهم پنداريم كه نيست ، از دو بيرون نبود : يا هر يكى بمانند [ 2 ] ( به ) واجب الوجود « 6 » يا نمانند . اگر بمانند بىفصل و خاصّه دو بوند ، و اين محال است ، و اگر نمانند فصل و خاصّه شرط بود اندر وجوب وجود واجب الوجود ، و اين ماهيّت « 7 » واجب الوجود است ، پس فصل و خاصّه اندر ماهيّت « 8 » معنى عام اندر آيد ، و اين محال است . آرى اگر آنجا « 9 » انّيّت جز ماهيّت بودى شايستى ، و ليكن « 10 » انّيّت از ماهيّت است يا ماهيّت است . پس نشايد كه واجب الوجود را دويى « 11 » افتد بذات خويش و نه بفعل و خاصّه . پس نشايد كه واجب الوجودى وصف دو چيز بود ، با آنكه پديد كرده آمد كه
هامش
( 1 ) رك : نجاة ص 375 ببعد . ( 2 ) مانستن ، شبيه بودن .
( 1 ) طم ، مل : بود . ( 2 ) طم : + اندر دانستن حقيقت حال كلى و جزوى . ( 3 ) طم ، مل : + كه . ( 4 ) مل : - الوجودى . ( 5 ) طم ، مل : - و . ( 6 ) مج ، مك 1 ، چخ : - به ؛ مك 2 ( در اصل ) : بواجب الوجود ( ب تراشيده شده ) . ( 7 ) چخ : مهيت . ( 8 ) مك 2 : - ماهيت . ( 9 ) مج ، مك 1 ، مل : اينجا . ( 10 ) مج ، مك 1 ، چخ : و لكن . ( 11 ) مك 2 : دوى .