تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
آن جزوها كه واجب كند ايستادن خانه را « 1 » بر آن « 2 » صورت ، زيرا كه هر يكى جنبش دارند سوى زير ، و چون بازداشته شوند بايستند . پس سبب هستى صورت خانه ، گردآمدن اين دو سبب است ، و تا خانه بود اين دو سبب بود مر « 3 » خانه‌گر را اندر اين باب هيچ سببى نيست . سبب « 4 » وى اندر گردآوردن اجزاى « 5 » خانه است سوى يكديگر ، و چون سبب بشد [ 1 ] نشايد كه اين چيز كه وى سبب وى است موجود بود . پس گل گر بحقيقت خانه‌گر نيست بلكه بمجاز است چنان كه گفتيم ، و پدر نه بحقيقت پسر گر [ 2 ] است كه بمجاز است كه از وى جز آن نيست كه جنبش كرد كه از آن جنبش منى بوجود آمد . پس صورت پذيرفتن منى از چيزهاى ديگر بود كه با منى آيد « 6 » و هستى صورت مردم از چيزيست كه وى موجود است چنان كه سپستر دانسته آيد . و اين هر دو كه گفتيم نقص حجّت ايشان بود و ليكن « 7 » اين كفايت نبود ، از اين بيش بايد كه ما بدانيم خود كه جز چنين نشايد ، زيرا كه هر چه كرده بود و را دو صفت « 8 » است ؛ و هر چه كننده بود او را نيز دو صفت « 9 » است : يكى كه هستى از وى است ، و ديگر كه از وى نبود پيشتر . پس كرده را پيوند با كننده يا از جهت هستيش بود يا از جهت آنكه نبود يا از جهت
هامش
( 1 ) رك : ص 66 ح 1 . ( 2 ) سازنده و بوجود آورندهء پسر .
( 1 ) مك 2 : - را . ( 2 ) مك 1 : براى . ( 3 ) مك 2 : و مر . ( 4 ) مج ، مك 1 : چخ : سببى . ( 5 ) چخ : اجزاء . ( 6 ) طم : آمد . ( 7 ) مج ، مك 1 ؛ چخ : و لكن . ( 8 ) مج ، مك 1 ، عس : وصف . ( 9 ) مج ، مك 1 ، عس : وصف .