تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
و بنزديك مردم عامّه « 1 » چنان صورت است « 2 » كه كنندهء [ 1 ] چيز آن بود كه هستى چيز را بجاى « 3 » آورد ، و چون بجاى آمد آنگاه « 4 » و را از وى بىنيازى افتاد « 5 » و ايشان را حجتى باطل و مثالى غرّه همىكند . امّا حجّت آنكه گويند : هر چه ورا هستى حاصل شد ، او را از سبب هستى بىنيازى افتاد ، زيرا « 6 » كه كرده [ 2 ] را نكنند . امّا « 7 » مثال آنست كه كسى خانه‌اى كند ، و آنگاه چون كرده بود خانه را بكنندهء پيش « 8 » ديگر « 9 » حاجت نبود . و امّا باطلى حجّت به آنست « 10 » كه كسى نگويد « 11 » كه كرده را ديگر باره بكننده حاجت آيد ، و ليكن « 12 » گوييم كه كرده را بدارنده [ 3 ] حاجت آيد . و امّا آن مثال كه آورده است از حديث خانه ، غلط اندر وى ظاهر است ، زيرا كه درودگر [ 4 ] سبب هستى خانه نيست ، كه [ 5 ] سبب جنبش چوب و گل به آن جايگاه است ، و آن معنى سپس درودگر و خانه‌گر [ 6 ] « 13 » موجود نيست ، و امّا سبب صورت خانگى نهاد جزوهاى « 14 » خانه است ، و طبع
هامش
( 1 ) فاعل ، محدث ( بضم اول و كسر سوم ) ، علت محدثه . ( 2 ) مفعول ، محدث . ( 3 ) علّت مبقيه . ( 4 ) رك : ص 54 ح 1 . ( 5 ) « كه » بمعنى « بلكه » است . ( 6 ) سازندهء خانه .
( 1 ) مك 2 : - عامه . ( 2 ) مك 2 : چنان مىنمايد . ( 3 ) طم : بجا وى . ( 4 ) طم : - آنگاه . ( 5 ) مك 1 : وى نيازى افتاده . ( 6 ) مل : ازيرا . ( 7 ) مل : نكند و امّا . ( 8 ) مج ، س : بيش . ( 9 ) مل : - ديگر . ( 10 ) طم : آنست . ( 11 ) س ، چه : بگويد . ( 12 ) مج ، مك 1 ، چخ : و لكن . ( 13 ) مك 2 : درود و خانه . ( 14 ) مك 2 : اجزاء .