تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
از وى هست آيد ، يا از چيزى بيرون بود . مثال نخستين گرانى و فرو شدن كه سنگ را از خويشتن بود و مثال دوّم گرم شدن كه آب را از بيرون بود . و اگر خواهى كه بدانى كه چرا گفتيم كه عرضى را سبب يا موضوع وى بود و « 1 » يا چيزى ديگر بدان كه از دو بيرون نبود ، يا ورا سبب بود يا نبود ، و اگر ورا سبب نبود هست به خود بود ، و هر چه هست به خود بود اندر هستيش بجز خود حاجت نبود و هر چه ورا بجز خود حاجت نبود عرض چيزى ديگر كه بىوى هست بود « 2 » نبود . پس چون ورا سبب بود يا سبب وى اندر آن چيز بود كه وى اندر وى است يا چيزى بيرون بود كه وى سبب هستى وى بود اندر موضوعش ، و هر چگونه كه خواهى باش بايد كه آن چيز را كه سبب بود ، نخست هستى خود حاصل شده بود تا ديگر چيز بوى هست شود .

( 13 ) پيدا كردن حال واحد و كثير و هر چه بديشان پيوسته است

[ 1 ] واحد بحقيقت واحد « 3 » جزئى « 4 » بود ، و دو گونه بود : يا چنان بود كه برويى « 5 » واحد بود و يكى بود و برويى [ 2 ] « 6 » بسيار ، يا به هيچ روى اندر ذات وى بسيارى « 7 » نيست چنان كه نقطه و « 8 » چنان كه ايزد تعالى ،
هامش
( 1 ) رك : نجاة ( الهيات ) ص 364 ببعد ؛ شفا ( الهيات ) ص 429 . ( 2 ) بوجهى ( خ ) .
( 1 ) مك 2 ، طم : - و . ( 2 ) مك 2 : نبود ؛ مج ، عس ، چه : - بود . ( 3 ) مك 2 : - واحد . ( 4 ) مك 2 ، مل : جزوى . ( 5 ) مج ، مك 2 ، چخ : به روى . ( 6 ) مج ، مك 2 ، چخ : به روى . ( 7 ) طم : بسيار . ( 8 ) مل : - چنان كه نقطه و .