كند در تضادّى كه ميان « گرمى و سردى » « 1 » است . « و سيّم » « 2 » حكم كند « ميان آنچه صلب و لين » « 3 » است . « چهارم حكم كند در تضادى كه ميان خشن و املس است » « 4 » .
[ و ] « 5 » امّا « قوتهاى باطن كه ادراك كنند » « 6 » ؛ بعضى از آن ادراك « صور » « 7 » محسوس كند ، و بعضى ( از آن ) « 8 » ادراك معنى محسوس [ كند ] ، « 9 » و بعضى « از آن ادراك كند » « 10 » و در آنچه ادراك كند فعل كند ، و بعضى ( فعل ) « 11 »
هامش
( 1 ) - نسخ ديگر : ترى و خشكى است .
( 2 ) - ف : سيّم انك .
( 3 ) - ل م د ح : حكم كند در تضادى كه در ميان درشتى و نرمى است - س آ : ميان صلب و ليّن - ف : ميان انك صلبست .
( 4 ) - ل م د ح : و چهارم در تضادى كه در ميان صلب و لين است - آ : و ديگر آنكه دريابد خشونت از ملايمت - س : چهارم دريابد خشونت از ملاست - ف : و اين چهارم حكم كند در تضادى كه ميان خشونت و املس است .
چنان كه ملاحظه مىشود در نسخههاى ل م د ، قسم سيم : درشتى و نرمى و قسم چهارم :
صلب و لين ، ذكر شده و حال آنكه درشتى و نرمى و صلب و لين يكيست . اصل نسخه متن با كتاب معاد منطبق است ، منتها در ترتيب اختلاف دارند ، چنان كه در كتاب معاد ، « و يشبه ان تكون هذه القوه لا نوعا واحدا بل جنسا لاربع قوى منبثة معا فى كله .
الواحدة ، حاكمة فى التضاد بين الحار و البارد . و الثانية ، حاكمة فى التضاد بين اليابس و الرطب . و الثالثة ، حاكمة فى التضاد بين الصلب و اللين . و الرابعة ، حاكمه فى التضاد بين الخشن و الأملس » ؛ رجوع شود بصفحه 260 - 261 كتاب نجاة . .
( 5 ) - به غير از نسخه آ ، در نسخ ديگر نيست .
( 6 ) - ف : قوتها كه ادراك آن از باطنست - نسخ ديگر : قوتهائى كه ادراك آن از باطن باشد .
( 7 ) - ل س د م ح : صورت - آ ندارد .
( 8 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 9 ) - ف ندارد .
( 10 ) - ف : ادراك كنند ، در ف كليه فعلها بصيغهء جمع استعمال شده .
( 11 ) - ل س د م : افزوده .